أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
57
تجارب الأمم ( فارسى )
مهرى براى پيك ، كه بر آن « شتاب » نوشت ، و مهرى براى دادخواهى كه نقش « داد » [ 1 ] بر آن زد ، و اين آيين تا پيدايى اسلام ، در ميان شاهان پارسى بر جاى بوده است . تبهكاران و اهريمنانى را كه به چنگاش مىافتادند و به كارهاى دشوار مىگمارد و به بريدن سنگهاى سخت و گران از كوهها ، و كار آهك و گچ و ساختمان ، و برون كشيدن كانها ، و كارهاى دشوار ديگر خوار و هموار مىكرد . شيوهاش نكو بود و تبهكاران و بزهكاران كه به كارهاى سختشان وا مىداشت ، از وى بيم داشتند . نوروز را همو پديد كرد [ 7 ] و جشن گرفت و به مردم گفت كه در آن شادى و شادخوارى كنند . سپس ، شيوهء جمشيد ديگر شد . پايان كار و فرجام ناستودهاش اين بود كه در كار سرزمينها سستى پديد آمد و تبهكاران در برابرش گستاخ شدند . گردن فرازى ، زورگويى به وزيران و دبيران و سرداران ، نهان شدن از مردم و پرداختن به خوشىها ، فروهشتن بسيارى شيوهها كه خود در پيش داشت ، از چيزهايى است كه در دگرگونى كار او آوردهاند . بيوراسب ، كه تازيان ضحاكاش نامند ، چون كار جم بدانست و دريافت كه مردم از وى بيمناكاند و ياران ويژهاش از او روى برتافتهاند ، يكى از ياران شايستهء خويش را گفت تا در ميان ياران جم رخنه كند ، و چندان كار ساخت تا سرانجام بر او نيرو يافت . آنگاه آهنگ او كرد و جم بگريخت و بيوراسب در پى او بتاخت تا بر وى دست يافت و سخت شكنجهاش كرد و از دم ارّهاش بگذرانيد . جم پيش از آن كه بر وى چنين بگذرد ، در شهرها گشته بود . بيوراسب به پندار پارسيان از فرزندان گيومرث است و تاژ از پدرانى است كه ميان وى تا گيومرت بودهاند . تازيان به دو پيوستهاند كه بديشان تاژى [ 2 ] [ تازى ] گفتهاند ،
--> [ ( 1 ) ] نقشهاى چهار مهر در متن به ترتيب چنين است : الأناة ، العمارة ، الوحاء ، العدل . نيز نگاه كنيد به ابن اثير 1 : 64 . [ ( 2 ) ] در متن : تاج ، تاجى . به پارسى ميانه ، تاژيك ، تازيك : وابسته به تيرهء طى يا عرب . ( معين : فرهنگ فارسى ) . تعميم تيرهء طى ( تاژ ) بر همهء عربان ، در تلمود و نامههاى يهودى و سريانى نيز به چشم مىخورد . آنها نيز تازيان را طييعه ، طييه ، طيايه گويند كه ريشهء آن همان « طيئ » است . ( جواد على ، المفصل 1 : 660 ) . چنان كه پارس و پارسى به ترتيب بر سراسر ايران و همه ايرانين گفته مىشود . براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به متن تازى تجارب الامم ، مصحّح اين جانب ( تهران ، سروش 1366 ) ص 7 پانوشت 7 و 8 ) .