أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

56

تجارب الأمم ( فارسى )

شوش [ 1 ] را بساخت . وى مردى دانا و مردم دار و ستوده بود . در هند بماند ، به كشورها برفت ، تاج بر بست و بر تخت نشست . از كارهاى نيك او آن بود كه تبهكاران و بزهكاران را از شهرها به بيابانها و بر فراز كوهها و به آبخست‌ها [ جزيره‌ها ] براند و كشور را از پليدى ايشان پاك كرد و كسانى را از ايشان كه به راه راست مىآورد به كار گماشت [ 6 ] و تبهكاران و بزهكاران را ديو و دد ناميد . وى مردان شايسته را به خود نزديك كرد و كارها را نيك زير چشم داشت . تا آن كه پس از وى پادشاهى به تهمورث رسيد . تهمورث [ 2 ] وى از فرزندان اوشهنگ است كه به چند پدر به وى مىرسد . وى بر شيوهء نياى خويش بود . در كشورها بگشت و جايى در پارس را كه سپس شاپور آن را باز ساخت ، بنياد نهاد ، و در آن جا بماند . تبهكاران را پى گرفت و ديوان را - بزهكاران را گويم - از شهرها دور كرد . وى نخستين كس است كه به پارسى نوشته است . تهمورث به راه نياى خويش رفت ، و بدين‌سان ، سامان كشور بر درستى همگان و درستى كار سپاهيان و مردم يك نواخت ماند ، تا آن كه پس از وى پادشاهى به جمشيد [ 3 ] رسيد . [ جمشيد ] وى برادر تهمورث بود . معنى « شيد » پرتو است . وى رويى تابناك داشته است . جمشيد كشورها را بگرفت . نه كه خود بر شيوه پيشينيان بود ، كه بر آن بيفزود ، چه ، او مردم را به رده‌ها بهر كرد و پايهء دبيران را باز نمود و فرمود تا كسى جز كار ردهء خويش نكند . وى چهار مهر برگزيد : مهرى براى جنگ و پاسدارى ، كه بر آن « شكيبايى » نگاشت ، و مهرى براى باج گرفتن و گرد آورى خواسته ، كه بر آن « آبادانى » نقش زد ، و

--> [ ( 1 ) ] در متن : سوس ، كه برابر است با Susa , Susa , Susa پايتخت ايلام كهن . ( همان ) . [ ( 2 ) ] در متن : طهومرت . در طبرى ( 1 : 147 ) و در بيرونى ( ص 103 ) و شاهنامه : طهمورث . به پارسى ميانه : Taxmurit . ( فره‌وشى ، فرهنگ پهلوى ) . [ ( 3 ) ] در متن : جمّ شيذ . در متون ديگر : جمّ ، جمشاسب . جمشيدون ، جمّ الشيذ . به اوستايى : Yima - Xsaeta . به پارسى ميانه : Yimset : جم درخشان ( فره‌وشى ، فرهنگ پهلوى ، صفا ، حماسه سرايى ، دهخدا . ) .