أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

386

تجارب الأمم ( فارسى )

كشته شدن يزدگرد و پيشامدهاى شگفتى كه به زيان او بود يزدگرد چون به سرزمين پارس رسيد ، سالى چند در آن جا بماند و سپس به كرمان رفت و سالى چند نيز در كرمان بود . دهگان كرمان از وى چيزى خواسته بود . چون نپذيرفت دهگان وى را از سرزمين خويش براند . سپس بر آن شد تا در خراسان فرود آيد . پس به سيستان رفت و زمانى در آن جا بماند . آن گاه راهى مرو شد و گروگان‌هايى را كه از فرزندان دهگانان گرفته بود همراه داشت و از سران پارسى ، فرخزاد با وى بود . چون به سرزمين مرو رسيد ، از شاهان آن سامان ، همچون خداوند چين و شاهان فرغانه و كابل و خزر ، پناه جست و يارى خواست . دهگان مرو در آن هنگام ماهويه بود كه پسرى داشت با نام نزار . [ 1 ] ماهويه پسرش نزار را بر شهر مرو گماشت و به وى و همه مرويان فرمود كه دروازهء شهر را به روى يزدگرد نگشايند . [ 267 ] به آنان گفت : - « يزدگرد از اين پس شاه شما نباشد . زيرا كه وى كشورش را به دشمن سپرده است و اينك شكست خورده و زخم ديده به سوى شما آمده است . مرو ، چيزى را كه خوره‌هاى ديگر بر مىتابند ، بر نمىتابد . فردا اگر من خود آهنگ شهر كنم دروازه را به روى من مگشاييد . » يزدگرد چون به شهر رسيد ، نزار و مرويان همان كردند كه ماهويه گفته بود . فرخزاد [ 2 ] بازگشت و در برابر يزدگرد زانو زد و گفت : - « كار مرو بر شما دشوار شده است . اينك تازيان سر رسيده‌اند . » يزدگرد پرسيد : - « پس ، چه بايد كرد ؟ » فرّخزاد گفت : - « راى آن است كه به توران زمين روى و در آن جا چندان بمانى تا كار تازيان بر ما

--> [ ( 1 ) ] نزار : اين نام در متن به همين گونه است . در طبرى ( 5 : 2876 ) و ابن اثير ( 3 : 131 - 123 ) : براز . ضبط نسخهء ملك : بزاز . [ ( 2 ) ] در نسخهء ايا صوفيا : خرزاد ، كه بنابر سياق عبارت و نيز بنا بر ضبط طبرى ( 5 : 2877 ) ، در متن تجارب و در اين ترجمه به فرخزاد تصحيح شد .