أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
360
تجارب الأمم ( فارسى )
آرى و چون با ياران من به جنگ در آيند ، ديگر در برابر تو پايدارى نتوانند كرد . » نعيم در همان شب ، سوارانى [ 1 ] را به فرماندهى برادرزادهاش منذر عمرو ، سوى زينبى فرستاد و زينبى ، بىآن كه سياوخش و ياراناش آگاه گردند آنان را به شهر در آورد و نعيم شب هنگام بر ايشان تاخت برد و آنان را از شهرستان سرگرم داشت . پس جنگيدند و پايدارى كردند تا آن كه بانگ تكبير را از پشت سر شنيدند . سرانجام درهم شكستند و از ايشان بسيار به خاك افتادند . دستاورد سپاه نعيم در گشودن رى ، همچند دستاورد مسلمانان در مداين بوده است . زينبى بر سر مردم رى ، با نعيم سازش كرد و نعيم زينبى را بر مردم رى مرزبان نهاد و خبر پيروزى و پنج يك دستاورد رى را براى عمر در مدينه فرستاد . نعيم پس از گشودن رى ، سماك خرشهء انصارى را به يارى بكير بن عبد الله كه به جنگ آذربايگان رفته بود ، فرستاد . [ زينهار خواستن مردان شاه خداوند دماوند و خزر و ارز و سرو ] اما مصمغان ، كه همان مردان شاه خداوند دماوند و خزر و ارز و سرو بود ، به نعيم نامه نوشت و در برابر پرداخت سربها خواستار صلح شد ، صلحى كه در آن ، يارى يا پشتيبانى وى از نعيم شرط نباشد . نعيم بپذيرفت و پيمان را بنوشت . چنان كه در آن از يارى و پشتيبانى سخن نرفت و همين گونه به كار بسته آمد . [ گشودن كومش ] نعيم برادرش سويد مقرّن را ، هم به فرمان عمر ، به كومش فرستاد . كس در برابرش نايستاد و كومش را بىجنگ بگرفت . وى به مردم كومش زينهار داد و سربهاشان را بپذيرفت . [ گشودن گرگان ] آن گاه ، رزبان صول ، شاه گرگان ، به سويد نامه نوشت و سويد آهنگ گرگان كرد . رزبان به پيشواز سويد رفت و درخواست صلح كرد . پس ، با هم به گرگان در آمدند و سويد
--> [ ( 1 ) ] در متن : خيلا .