أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
335
تجارب الأمم ( فارسى )
پس ، علاء با سپاه همراه خويش راهى شد و به سعد پيوست . [ جنگ بوسبره و سهرك ] عمر به عتبهء غزوان نوشت : [ 230 ] - « علاء حضرمى ، سپاهى را از آب بگذرانيد و پارسيانى را به ايشان به اقطاع داد . علاء از فرمان من سرپيچيده است . گمان نمىكنم كه وى از اين كار خدا را خواسته باشد . بيم دارم كه شكست خورند ، پارسيان بر ايشان پيروز گردند و گرفتارشان كنند . مردانى را به سوى ايشان گسيل كن . پيش از آن كه شبيخون خورند ، آنان را به سپاه خويش بپيوند . » پس ، عتبه ، كسان را بدين كار بخواند و ايشان را از نامه عمر بياگاهانيد . عاصم عمرو ، و عرفجه و كسانى كه همپايهء ايشان بودند ، همچون احنف قيس ، سعد بو عرجاء ، و صعصعهء معاويه ، بپذيرفتند و با دوازده هزار سپاهى به سالارى بو سبره پسر ابو رهم راهى شدند . بر استران سوار بودند و اسبان را يدك مىكشيدند . بوسبره ، با ياران و سپاه به راه افتاد و از كناره برفت و به كس برنخورد و كس در برابرش نايستاد . تا سرانجام به خليد و ياران خليد رسيد . در همان جا كه استخريان و پراكندگانى ديگر ، پس از نبرد طاوس ، راه را بر خليد و ياران بريده بودند و با آنان نبرد كرده بودند . استخريان ، در آن گير و دار ، از همهء پارسيان كمك خواسته بودند كه از هر سو و هر خوره ، به ياريشان شتافته بودند . پس ، پارسيان و بوسبره ، پس از جنگ طاوس ، دوباره به هم رسيدند . اين هنگامى بود كه كمكيان سپاه اسلام ، و كمكيان سپاه پارس ، هر دو ، به آن جا رسيده بودند . سالار سپاه پارس سهرك بود . سرانجام ، با هم به نبرد برخاستند و خدا مسلمانان را پيروز كرد و مشركان را بكشت . و مسلمانان آن چه خواستند به غنيمت گرفتند . در اين جنگ نوخاستگان بصره نمايانتر بودند و از نوخاستگان شهرهاى ديگر برتر آمدند . آن گاه با دستاورد جنگ بازگشتند . عتبه به آنان نوشته بود كه شتاب كنند و در راه به چپ و راست نروند . تا سرانجام ، به بصره رسيدند . و به عتبه پيوستند .