أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

327

تجارب الأمم ( فارسى )

بكوشد كه به زيان او است نه سود او ، كارى كه خسرو در آن از او پيشى گرفته است . خسرو كارى نكرده است ، جز آن كه به دارايى خود ، از كار آن جهان ، سرگرم ماند و براى شوى زنش ، يا شوى دخترش ، يا زن پسرش بينباشت و براى خويش پيش نفرستاد . مرد بايد كه براى خويش پيش فرستد و فزونى خواسته را هم در جاى خود نهد ، تا هم از آن او باشد . و گر نه ، پس از وى به آن سه كس رسد كه گفتم . نادان كسى است كه براى ايشان ، يا براى دشمنى كه بنيادش را بر مىاندازد ، برگ و بار اندوخته است . » [ جنگ جلولا ] سپس ، سعد را بياگاهانيدند كه مهران در جلولا [ 1 ] اردو زده و در پيرامون‌اش هندك بكنده است ، و اين كه موصليان در تكريت اردو زده‌اند . سعد ، كار را در نامه‌اى براى عمر گزارش كرد و عمر در پاسخ سعد چنين نوشت : - « هاشم را با دوازده هزار تن از كوچندگان و ياران پيمبر و سران تازى ، چه آنان كه از دين بگشته بودند ، يا نه ، سوى جلولا پيش فرست و قعقاع را بر مقدّمه‌اش سالار كن . » پس از نبرد تيسپون ، پارسيان كه به جلولا گريخته بودند ، خود را بر سر دو راهى آذربايگان و دربند از يكسو ، و كوهستان [ جبال ] و پارس از سوى ديگر ديدند . پس ، يك ديگر را به جنگ دشمن خواندند و گفتند : - « اينك ، اگر از هم جدا شويد ، هرگز دوباره گرد نياييد . بياييد تا در برابر اين تازيان ، هماهنگ و همداستان مانيم و همگى با دل و جان با آنان بجنگيم . اگر پيروز شويم كه همين را خواسته‌ايم ، و اگر فرجام به گونه‌اى ديگر بود ، آزمونى را كه بدان پوزش توانيم خواست ، پس داده‌ايم . » پس ، هندك بكندند و در آن ، به گرد مهران گرد شدند . يزدگرد خود به حلوان رفته بود و سپاهى و ساز و برگ به آنان داده بود . در آن هندك بماندند و پيرامون‌اش را با خار و خس ببستند و استوار داشتند . [ 225 ] هاشم چون به آن جا رسيد ، گرداگرد هندك را بگرفت . پارسيان ، در جنگ شتابى

--> [ ( 1 ) ] جلولا ( جلولاء ) تسوكى از تسوكهاى سواد كه تا خانقين هفت فرسنگ است . ( معجم البلدان ) . گشودن جلولا در ذى قعدهء سال شانزدهم هجرى ، نه ماه پس از گشوده شدن تيسپون روى داد . ( طبرى : 2470 ) .