أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

288

تجارب الأمم ( فارسى )

رسيد . اگر به شما رسند ، من به اميد پيروزى و پاداش ، با آنان خواهم جنگيد . به خدا پشت دهيد و به وى بدگمان مباشيد ، كه خداوند در جنگهاى بسيار ، شما را بر آنان پيروز گردانيده ، جنگهايى كه در آن ، ساز و برگ‌شان از شما بيش بوده است . من خود از ابو بكر شنيده‌ام كه به ما سفارش مىكرد تا از تاختن باز نايستيم و بىدرنگ و پياپى بر آنان يورش بريم . » سپس ، مثنّى و ياران و آن راهنمايان بازگشتند و به انبار رسيدند . آن گاه ، به كويى از تغلبيان كه در كرانهء دجله بود ، و نيز بر مردمى كه در تكريت بودند ، تاخت برد و از برگ و نوا و دارايىشان ، هر چه خواستند ، به تاراج گرفتند . [ قادسيه و روزهاى آن ] [ 1 ] آن گاه ، ايرانيان به رستم و فيروزان گفتند : ( 196 ] - « شما با يك ديگر چندان ناهمدل و ناسازگار مانده‌ايد ، كه سرانجام ايرانيان را زبون ساخته‌ايد و دشمن را به آنان در آز افكنده‌ايد . بيش از اين شما را بر اين راى پشتيبان نباشيم و نگذاريم بيش از اين ، ايران را به سوى نابودى پيش بريد . پس از بغداد و ساباط و تكريت ، جز تيسپون نمانده است . به يزدان سوگند ، يا با يك ديگر همداستان و همدل شويد ، يا پيش از آن كه سزاوار سرزنش شويم ، كارتان را بسازيم و دل از شما خنك كنيم . » پس رستم و فيروزان در نزد پوران گرد شدند و به پوران گفتند : - « نام زنان خسرو و زنان خاندان وى را براى ما بنويس . » پوران نام آنان را نوشت . رستم و فيروزان در پى آن زنان كس فرستادند و آنان را فرا خواندند . آن گاه مردانى بر آنان گماردند و شكنجه‌شان كردند تا اگر از فرزندان خسرو ، پسرى مانده است نشان دهند . ليك هيچ يك از ايشان پسرى نداشت . يكى از آن زنان گفت :

--> [ ( 1 ) ] روزهاى قادسيه چهار است : روز ارماث ، روز اغواث ، روز عماس ، روز قادسيه . ( معجم البلدان ) شبى كه پس از روز ارماث بود شب هدأه و شبى كه پس از روز اغواث بود شب سواد نام گرفت . ( در صفحات آينده ببينيد ) .