أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
248
تجارب الأمم ( فارسى )
يك پرچم براى خالد وليد بست و او را به جنگ طليحهء خويلد فرستاد و گفت ، هر گاه از كار وى بياسايد به سوى مالك نويره كه در بطاح بود رود ، تا اگر در برابر او بايستد با وى نبرد كند . يك پرچم براى عكرمهء بو جهل بست و او را به جنگ مسيلمه فرستاد . يك پرچم براى مهاجر بو اميه بست و او را به جنگ سپاهيان اسود عنسى و به كمك پارسيان يمن و ياران ديگر ، در برابر قيس مكشوح فرستاد و گفت ، آن گاه به سوى كنده در حضرموت رود . يك پرچم براى خالد سعيد پور عاص بست ، كه از يمن آمده بود و كار خويش فرو نهاده بود [ و او را به حمقتين در بلنديهاى نزديك شام فرستاد . [ 1 ] ] يك پرچم براى عمرو عاص بست و او را به سوى گروههاى وابسته به قضاعه و وديعه و حارث گسيل داشت . يك پرچم براى حذيفهء محصن بست و او را به سوى مردم دبا فرستاد . يك پرچم براى عرفجهء هرثمه بست و او را به سوى مردم مهره گسيل داشت . يك پرچم براى شرحبيل حسنه بست و او را به سوى قضاعه فرستاد . يك پرچم براى طريفة حاجز بست و او را به سوى دو تيرهء سليم و هوازن فرستاد ، يك پرچم براى سويد مقرّن بست و او را به تهامهء يمن گسيل داشت . يك پرچم براى علاء حضرمى بست و او را به سوى بحرين فرستاد . كار را در ذو القصّه ببريد و فرمان سالاران را در همان جاى نوشت و هر سالار به سپاه خود پيوست . به همهء مرتدان نامه نوشت و آنان را بترسانيد و بهانهاى نگذاشت و بيم و اميد داد . پيكها در پيشاپيش سپاهيان نامهها را مىبردند . خالد به سوى طليحه رفت و او را بشكست و سپاه او را بپراكند . طليحه هنگامى كه پيامبر ( ص ) هنوز زنده بود از اسلام برگشته بود و خود را پيامبر خوانده بود . پيامبر ( ص ) ضرار ازور را كارگزار اسديان كرده بود و به آنان فرموده بود تا در برابر كسانى كه از دين برگشتهاند بپاخيزند . آنان بر طليحه چيره شدند [ 166 ] و او را بترسانيدند . چنان كه فرمانروايى وى كاستى گرفت و چيزى نمانده بود كه بىجنگ دستگيرش كنند . وى را به
--> [ ( 1 ) ] افزوده از طبرى 4 : 1880 .