أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

103

تجارب الأمم ( فارسى )

نفّر بيامدند همچنان بر همان حال بماندند ، نه زير بار پارسيان رفتند و نه پارسيان به فرمان ايشان شدند . تا آن كه تبّع يعنى اسعدپور مليكيكرب با سپاه خويش بدان جاى بيامد و كسان را كه ناتوان بودند و ياراى تاختن يا بازگشت به ديار خويش نداشتند ، در آن جاى نهاد كه به مردم حيره بپيوستند . و تبّع ، خود با حميريان بيرون رفت و آن گاه كه به سوى ايشان باز آمد ، آنان را بر همان حال فرو نهاد ، و به يمن بازگشت . اينان آميخته‌اى از همه قبيله‌ها باشند ، از بنى لحيان كه بازماندگان جرهم‌اند ، و از طى و كلب و تميم و ديگران كه به هم بپيوستند و نيرومند شدند و در ميانهء انبار و حيره تا كنارهء فرات ، در زير سايه‌بان‌ها و چادرها مىزيستند و آنان را تازيان كناره‌ها [ 1 ] مىناميدند . [ شاهان تازى كه به روزگار اشكانيان بودند ] [ مالك پور فهم ، و عمرو پور فهم ] نخستين كسى كه از تازيان به شاهى رسيد ، مالك پور فهم بود و شاهان ايران شاهان طوايف بودند و ناتوان شده بودند و ديگران در آنان به چشم آز مىنگريستند . سپس برادرش عمرو پور فهم پادشاه شد . [ جذيمه ابرش ] سپس جذيمه ابرش پور مالك پور فهم به پادشاهى رسيد . كار او استوار شد و خود مردى نيك راى و دشمن شكن و دور تاز بود ، شاه سرزمين عراق شد و تازيان را به خود بپيوست و لشكركشىها كرد [ 47 ] و تازيان او را بزرگ داشتند و چون پيس بود ، به دو ابرش يا وضّاح مىگفتند . نمايندگان شاهان به درگاه وى مىرفتند ، و باجها به نزد وى مىآمد . جذيمه را غلامى بود از تيرهء اياد ، نكو روى و زيبا و شوخ ، با نام عدى ، پور نصر پور

--> [ ( 1 ) ] در متن : عرب الضواحى . ( متن : 43 ) .