احمد كسروى
مقدمه 9
تاريخ هيجده ساله آذربايجان ( فارسى )
دارد و كمتر حادثه و واقعه و فرد و شخص و گروه و دستهاى از ديد حساس او پنهان مىماند . مؤلف علاوه بر اينكه خود در متن قضايا و حوادث مشروطه در آذربايجان حضور داشته « 8 » و به قول معروف از نزديك دست در آتش داشته ، در نگارش تاريخ خود از شواهد عينى ديگر و دستاندركاران وقايع و رهبران قيامها ، مطالب فراوانى به همراه يادداشتهاى خصوصى دست اول ، گزارشها ، اعلاميهها ، تلگرافات رسمى داخلى و خارجى و نيز از روزنامهها و كتابها نقل كرده است . گرچه بهطور غير استاندارد از آنها بهره برده است و آنها را حداقل در پايين صفحه معرفى كرده است ، با اينهمه و علىرغم قولى كه در مقدمهء تاريخ مشروطه داده ( فهرست آنها را در بخش بازپسين خواهم آورد ) هيچگونه فهرستى در پايان كتاب نيامده است و جاى خالى آن كاملا احساس مىشود . اگر تحليلهاى طولانى و بعضا ملالتآور و مطالب تكرارى و از اين شاخه به آن شاخه پريدن نبود ، كتاب كسروى به لحاظ اشراف به بسيارى از ريزهكاريها و دقت در اتفاقات حادث شده و تحرير شدن در نزديكى زمان وقوع مىتواند از جملهء منابع معتبر محسوب شود « 9 » . ( اگر كسروى تقويم به كار برده را به جاى شمسى ، قمرى مىگرفت زمانها دقت بيشترى داشت و با گذشته قرينتر بود ) . موضعگيريهايى كه كسروى در باب روحانيت « 10 » دخيل در حوادث مشروطه ابراز مىدارد ، مختلف و متفاوت است . يكجا از فداكاريها و جانفشانيهاى آنها تقدير و ستايش مىكند و اساسا علت موجبهء « جنبش مشروطه را در ايران آقايان طباطبايى و بهبهانى و ديگران » « 11 » مىداند و در مورد نمايندگان مختلف اين قشر سخنهاى گوناگون بيان مىدارد و نقش علماى سهگانه نجف ( آخوند خراسانى ، مازندرانى و تهرانى ) را تعيينكننده مىداند . او ضمن نگرانى از شهادت بهبهانى بوسيلهء تندروها ، مبارزات و تلاشهاى وى را مىستايد « 12 » .
--> ( 8 ) . همان ، صص 675 تا 677 و صص 686 و 687 . كسروى كه متولد 1308 ه . ق بود به ثمر - رسيدن انقلاب مشروطه را در 16 سالگى ملاحظه كرده است . او ضمن شركت در حوادث تبريز ، در قيام خيابانى از دموكراتها شمرده شده و همرزم خيابانى بوده است . گرچه بعد از آن جدا مىشود . ( 9 ) . باتوجه به زبانشناس بودن وى و آشنايىاش با زبانهاى انگليسى ، عربى ، پهلوى ، ارمنى ، فارسى و تركى ، اين اعتبار فزونى مىگيرد . ( 10 ) . « ما نيك ميدانيم كه اين گروه كه در آغاز جوانى از خانه و خاندان خود دور افتاده و هر يكى بيست سال و سى سال در نجف يا در كربلا با سختيها بسر مىبردند » . تاريخ هجده - ساله ، ص 498 . ( 11 ) . مقدمهء تاريخ مشروطه ، ص 4 و نيز « در سال 1284 كه آقاى بهبهانى بهمدستى طباطبايى در تهران بكوششهايى برخاستند و در سايهء يكسالونيم رنج و تلاش جنبش مشروطه - خواهى را پيش آوردند » . تاريخ هجدهساله ، ص 770 . ( 12 ) . همان . ص 131 .