محمد مهدى ملايرى
48
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عربستان و خليج فارس و برخى از بنادر هند و جزيرهء سيلان آمدورفت داشته و ديدههاى خود را كموبيش در اين كتاب وصف كرده نوشته است : ما چون ساحل جنوبى خليج فارس را از پايانهء آن در ابلّه دنبال كنيم و به سوى دهانهء خليج فارس و درياى محيط پيش برويم پس از شش روز به مركز ديگرى از مراكز بازرگانى ايرانيان مىرسيم به نام امان Oman ( - عمان ) . ( مركز نخست ابلّه بوده در محل برخورد اروندرود كه در آن روزگار بهمنشير خوانده مىشد با خليج فارس ) و صادرات آن نوعى كشتى است كه آن را مادارا مىگويند « 1 » . دورانى كه وصف آن در اين كتاب آمده دوران سلطنت اشكانيان است كه از آن دوران در همين زمينه نوشتهء معتبر ديگرى هم از مؤلف ديگرى به نام « ايزودور » در دست بوده كه هرچند اصل آن از ميان رفته ولى بخشهايى از آن باقى مانده و از آن جمله بخشى است كه به نام Partian Stations چاپ شده يعنى ايستگاهها يا منزلگاههاى پارتى . در دوران ساسانى هم اين مركز دريايى ايران همچنان از اعتبار و اهميت برخوردار بوده ، از روايتى كه ياقوت از ابو عبيده نقل كرده چنين برمىآيد كه علت استقرار قبيلهء ازد در عمان اين بوده كه اردشير بابكان آنها را براى گماردن در كار كشتى به آنجا كوچانده بوده است « 2 » . و از دستور پيغمبر اكرم به ابو زيد انصارى كه وى را در سال هشتم هجرى ( و به قولى ششم ) براى دعوت مردم عمان به آنجا گسيل فرمود نيز معلوم مىشود كه تا اين تاريخ كه مصادف با پايان دوران ساسانى است ساكنان قابل ذكر آنجا همچنان زردشتى بودهاند ، زيرا در اين دستور به جز از زردشتيان ذكرى از پيروان مذهب ديگرى نرفته است « 3 » . اين مركز دريايى را تا اواخر قرن چهارم هجرى به استناد نوشتهء جغرافىنويسانى كه آنجا را ديدهاند همچنان آباد و پرجنبوجوش در ادارهء ايرانيان و زبان آن را هم فارسى و پول رايج آنجا را هم با نام فارسى مىيابيم « 4 » . اينجا را در زبان پارسى
--> ( 1 ) . The Periplus , P . 36 . ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 4 ، ص 222 . ( 3 ) . فتوح البلدان ، ص 93 . ( 4 ) . احسن التقاسيم ، ص 99 .