محمد مهدى ملايرى

45

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

قديم‌ترين مؤلفات جغرافيايى موجود عربى هم ذكرى از اين كلمه هست كه توجه به آن‌ها هم كمكى به روشن ساختن معنى آن خواهد كرد . ابن خردادبه در كتاب المسالك و الممالك كه به قول معروف بين سال‌هاى 230 تا 234 هجرى آن را تأليف كرده و بنابراين قديمترين كتاب جغرافيايى عربى موجود است دربارهء جزر و مد دريا مطلبى از اشتيام‌هاى دريا ( اشتياموا البحر ) نقل كرده كه از آن برمىآيد كه اين اشتيام‌ها در درياى بزرگ رفت‌وآمد داشته‌اند و دربارهء جزر و مدهاى آن خبير و بااطلاع بوده‌اند « 1 » . در تاريخ طبرى در رويدادهاى سال 251 هجرى يك بار و در رويدادهاى سال 265 هجرى بيش از يك بار ذكرى از اشتيام رفته . در سال 251 در هنگامىكه ميان المستعين بالله و المعتز بالله بر سر خلافت جنگ و ستيز بوده و يكى ( المعتز ) سامرا و ديگرى ( المستعين ) بغداد را مركز خود قرار داده بودند ، و در وقتى كه بغداد كم‌وبيش در محاصره تركان طرفدار معتز بوده و از بصره ده كشتى جنگى از راه دجله به كمك بغداديان رسيده بوده ، طبرى آن‌ها را چنين وصف كرده ، « هر كشتى يك اشتيام و سه نفطانداز و يك نجار و يك نانوا و سى و نه مرد از پاروزنان و جنگجويان داشت . » طبرى گويد كه اين كشتىها را بوارج ( - جمع بارجه ) مىخواندند « 2 » . ( در حال حاضر رزم ناوهاى بزرگ را بارجه مىگويند ) . و در رويدادهاى سال 265 هجرى در وصف جنگى كه ميان احمد بن ليثويه سردار الموفق بالله و سليمان ابن جامع سردار « صاحب الزنج » ( رييس بردگان شورشى در جنوب عراق ) روى داد ، گويد : سليمان بن جامع بر كشتى خود ( كه آن‌ها را شذوات « 3 » خوانده ) اشتيامى به نام زنجى بن مهربان گماشته بود « 4 » . مقدسى در جايى كه روش كار خود را در بيان مسافت‌ها و وصف درياها

--> ( 1 ) . المسالك و الممالك ، ص 70 . ( 2 ) . طبرى ، 3 / 1583 . ( 3 ) . شذوات جمع شذا و واحد آن شذاة است كه نام نوعى كشتى بوده كه بيشتر در سيراف و گناوه ساخته مىشده ، صاحب لسان العرب از ابو منصور روايت كرده كه اين نام معروف است ولى عربى نيست . ( 4 ) . طبرى 3 / 1928 .