محمد مهدى ملايرى

446

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

حصار نشست . گشودن حصار شوشتر كه در كنارهء كارون قرار داشت براى مهاجمان كارى بسيار دشوار بود ، ولى سرانجام به راهنمايى مردى از همان شهر كه به اميد كمك و غنيمت فريفته شده بود « 1 » راهى نهانى به درون شهر يافتند و شبانه به داخل شهر ريختند و به قتل و كشتار پرداختند . جنگى سخت و سهمگين در داخله شهر بين مهاجمان و مدافعان درگرفت . نوشته‌اند كه جنگ به اندازه‌اى سخت و بىرحمانه بود كه ايرانيان زنان و فرزندان خود را از بيم آن‌كه مبادا به دست مهاجمان گرفتار آيند به دست خود مىكشتند و در كارون مىافكندند « 2 » . از اعراب و سرداران آنها نيز بسيارى در اين جنگ كشته شدند و از آن‌جمله مجزأة بن ثور و براء بن مالك دو تن از سرداران نامى آنها را هرمزان به دست خود به قتل رسانيد . چون كار در داخل شهر بر هرمزان و جنگ‌جويان مدافع تنگ شد به داخل دژ پناه بردند . هرمزان زنهار خواست ولى ابو موسى حكم آن را به نظر خليفه واگذشت « 3 » . بدين‌ترتيب هرمزان تسليم و اسير شد و ابو موسى دستور داد تمام مردمى را كه در دژ بودند و اسير شده بودند گردن زدند . بلاذرى شمارهء آنها را نهصد تن نوشته است « 4 » . پس از فتح شوشتر ، ابو سبره خود در تعقيب فراريان و فتح ساير شهرهاى خوزستان شد و هرمزان را هم با گروهى كه انس بن مالك و احنف بن قيس هم در آن گروه بودند به مدينه فرستاد « 5 »

--> ( 1 ) . به گفتهء بلاذرى يكى از مردم اين شهر بدين‌شرط راه نفوذ به داخلهء شهر را به اعراب نشان داد كه به او آسيبى نرسانند و از غنايم آن جنگ نيز براى او و پسرش مانند ساير مسلمانان سهمى مقرر دارند ( فتوح البلدان ، ص 468 ) . ( 2 ) . فتوح البلدان ، ص 468 . ( 3 ) . اين گفتهء بلاذرى است ، ولى به گفتهء مورخان ديگر هرمزان براى تسليم خود شرط كرد كه امر او را به نظر خود خليفه واگذارند . ( 4 ) . فتوح البلدان ، ص 468 . ( 5 ) . ابو الحسن على بن محمد معروف به « المداينى » از رجال قرن دوم و اوايل قرن سوم كه از موالى شمس بن عبد مناف « ظاهرا ايرانى » بوده و كتب متعددى در تاريخ و فتوح تأليف كرده ، كتابى هم دربارهء جنگهاى خوزستان داشته كه به نام « كتاب خبر البصرة و فتوحها » خوانده شده و از آن‌رو كه فتح خوزستان جزء اعمال بصره به شمار مىرفته در اين كتاب مطالبى هم دربارهء اخبار خوزستان وجود داشته ، از اين قرار : دشت ميشان ، ولايت مغيرة بن شعبه ، ولايت -