محمد مهدى ملايرى

42

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين‌باره هم علماى لغت چيزى نگفته‌اند ، ولى شايد اين كلمه اگر اختصاص به رييس ملاحان داشته باشد مشتق از شتم ( دشنام و ناسزا ) باشد . چون دشنام و ناسزا در اين طايفه و رؤساى ايشان فراوان است . « 1 » آقاى عز الدين تنوخى عالم ديگرى از مصر كه كتاب « تكملة اصلاح ما تغلط فيه العامة ) را كه آن‌هم از مؤلفات جواليقى است تصحيح و چاپ كرده چنين نوشته است : دوست ما آقاى مغربى بعيد نمىداند كه كلمهء اشتيام از أشناء تحريف شده باشد كه معرب آشنا است و آشنا را در فارسى معانى چندى است كه از آن جمله يكى مطلع و خبير و ديگرى شناگر است . و در اثر تحريف همزهء آخر آن به ميم تبديل شده و أشنام گرديده و سرانجام به اشتيام تغيير يافته است « 2 » . آقاى عبد الله العلايلى از لغت‌شناسان معروف و معاصر لبنانى در لغت نامه‌اى كه در سال‌هاى اخير به نام « المرجع » تأليف كرده و از مراجع لغوى معاصر شمرده مىشود دربارهء اين كلمه چنين نوشته است : « اشتيام ، مصدر ، دخول در چيز ، در عصر عباسى اول از اصل سريانى معرب شده به معنى ته دريا ، رييس ملاحان ، جمع آن اشاتمه ، امير البحر ، مثال شعرى آن يغضون دون الاشتيام . . . ( - شعر بحترى كه به آن اشاره شد ) و به سين ( استيام ) هم وارد شده است » « 3 » . حسين كامل الصيرفى محقق و مصحح ديوان بحترى در شرح همين كلمهء اشتيام از محققى به نام دكتر زكى محاسنى نقل كرده كه اشتيام در فرانسه Ichthiam است ، و در فرهنگ فرانسوى Auge آمده كه اشتى كلمه‌اى است

--> ( 1 ) . المعرب لابى منصور الجواليقى ، به تحقيق و شرح احمد محمد شاكر ، قاهره ، دار الكتب ، ص 183 . ( 2 ) . تكملة اصلاح ما تغلط فيه العامة ص 63 . ( 3 ) . المرجع كتاب لغتى است كه كلمات در آن براساس حروف خودشان مرتب شده‌اند نه براساس ريشهء آن‌ها كه روش عمومى در كتاب‌هاى لغت عربى است . نگارنده را دربارهء مجلد اول اين كتاب كه تا وقت يادداشت اين مطالب همان يك مجلد چاپ شده بود در نقد آن كتاب و شرح برخى كلمات فارسى كه در آن به اشتباه عربى گمان شده دو مقاله است كه با عنوان « نظرة فى المرجع » در دو شماره از سال پنجم الدراسات الادبية چاپ شده است .