محمد مهدى ملايرى

436

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در چندين سال پيش كه دربارهء تأثير تشكيلات ادارى دولت ساسانى در تشكيلات ادارى دولت خلفا بحث و جست‌وجويى مىكردم در ضمن همان بحث و جست‌وجوها با نام اين شخص و اهميتى كه شناختن او براى درك بهتر تاريخ ايران در اواخر عصر ساسانى و تاريخ اسلام در نخستين دورهء آن دارد نيز آشنا شدم ، و براى معرفى او و آثار و اعمالش و هم‌چنين براى متوجه ساختن محققان جوان به بحث و تحقيق دربارهء او چند صفحه از آن بحث را اختصاص به او دادم « 1 » . ولى ظاهرا همان‌طور كه آن نوشته نخستين بحث مستقل دربارهء اين شخص بوده آخرين بحث دربارهء او نيز بوده است ، زيرا به ياد ندارم كه در طى اين مدت نسبتا دراز دربارهء او تحقيق تازه‌اى صورت گرفته باشد . و از آنجا كه در تاريخ ايران و اسلام حق اين شخص چنان كه بايد ادا نشده و با همهء سرگذشتهاى متنوع و گوناگون او كه هريك درخور بحث و مطالعه است هنوز براى مردم سرزمين خودش هم مجهول مانده از اين‌رو بهتر ديدم كنفرانسى را كه از من دربارهء « آيين كشوردارى ايران و اثر آن در اسلام و دولت خلفا » خواسته شده با استفاده از يادداشتهاى ديگرى كه پس از نوشتهء سابق فراهم آمده است به شرح حال و آثار همين هرمزان كه در نخستين دوران تكوين دولت اسلامى عامل اصلى و اساسى آشنايى اعراب با روش كشوردارى و سازمان ادارى ايران بوده اختصاص دهم . هرمزان كه در مآخذ عربى و فارسى به همين نام و گاهى با تحريف به صورت فيرزان و در بعضى مآخذ غربى به نام هرميزدان Hormizdan « 2 » آمده به يكى از هفت خاندان ممتاز دورهء ساسانى مىرسد « 3 » . از هفت خاندان ممتاز آن زمان شش خاندان آنها بدين‌قرار بوده‌اند : 1 - خاندان ساسانى

--> ( 1 ) . نك ، فرهنگ ايرانى و تأثير آن در تمدن اسلام و عرب ، چاپ تهران ، 1323 ، ص 59 - 62 . ( 2 ) . Ghristensen , I'Iran sous les Sassanides , P . 100 ( 3 ) . كان الهرمزان احد البيوتات السبعة من اهل فارس و كانت امته مهرجانقذق و كور الاهواز ، فهؤلاء بيوتات دون ساير اهل فارس ( طبرى ، ج 3 ص 171 چاپ مصر ) .