محمد مهدى ملايرى
437
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
2 - خاندان قارن پهلو 3 - خاندان سورن پهلو 4 - خاندان اسپهبد پهلو 5 - خاندان اسپندياذ « 1 » 6 - خاندان مهران و اما خاندان هفتم را كه مشخص نيست كريستن سن برطبق يك مأخذ رومى احتمال مىدهد كه به نام زيك يا زيخ خوانده مىشده است « 2 » . هرمزان در دورهء ساسانى فرمانروايى خوزستان را داشته و اين مقام در خاندان وى موروثى بوده است . بلعمى او را با لقب « ملك اهواز » مىخواند « 3 » ، و اصطخرى او را از جملهء « ملوك فارس » مىشمرد « 4 » و بنا به روايت طبرى نيز در وقتىكه او را در مسجد مدينه به عمر معرفى كردند او را با عنوان « ملك الاهواز » خواندند « 5 » . منطقهء فرمانروايى هرمزان شامل استان اهواز و استان ديگرى كه در مآخذ عربى به نام مهرجانقذق خوانده مىشود « 6 » بوده است . مهرجانقذق نام
--> ( 1 ) . اين نام در فارسى به شكل اسفنديار معروف است . تغيير اسفندياذ به اسفنديار ظاهرا نتيجه غلطخوانى بوده است . ( 2 ) . Christensen . Iran sous les Sassanides p 99 . ( 3 ) . « ملك اهواز هرمزان بود . . . و اكاسره ايشان را دستورى داده بودند كه تاج بر سر نهادى ، و در عجم هفت ملك بودند كه به دستور ملك تاج داشتند ، زيراكه به نسبت با ملك راست بودند ، و تاج ايشان كوچكتر از تاج ملك بوده » ، ترجمهء تاريخ طبرى ، به تصحيح دكتر جواد مشكور ، ص 308 . ( 4 ) . مسالك الممالك ، ص 140 . ( 5 ) . طبرى ، ج 5 ص 2558 . ( 6 ) . مهرجان قذق معرب است و فارسى آن به قرينهء همين لفظ بايد مهرگان كده باشد . محل ديگرى در فارس به نام مهرجاناواذ ( مهرجانآباد ) وجود داشته كه آن هم معرب مهرگانآباد است . مهرجان ( مهرگان ) نام دهى هم بوده است در اسفراين . ( بلدان الخلافة الشرقية ، ص 319 ) و به قول ياقوت قباد پسر خسرو انوشيروان آنجا را به سبب خرمى و خوش آبوهوايى بديننام خواند . ده ديگرى هم كه در رى بوده و به نام « مهرقان » خوانده شده و ابو عمرو المهرقانى الرازى از محدثان معروف منسوب بدانجا است ، نيز داراى همين نام ، و مهرقان گونهء ديگرى از تعريب مهرگان است .