محمد مهدى ملايرى

425

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آنچه در واقع بوده و هست به چشم مىخورد ، و تشخيص بيشتر اين كلمات هم بدون مطالعه و تحقيق لغوى ميسر نيست . ولى كلمات عربى در زبان ادبى فارسى به همان عللى كه ذكر شد به خورد زبان فارسى نرفتند و بسيارى از كلمات و تركيبهاى عربى با آن‌كه قرنها از استعمال آنها در زبان فارسى مىگذرد همچنان عربى باقى ماندند و در نتيجهء آن زبان ادبى فارسى مجموعه‌اى گرديد مركب از دو دسته لغات و تركيبات كه هردسته تابع قواعد و قوانين خاص خود بودند ؛ دسته‌اى در قلمرو دستور زبان فارسى قرار داشتند و دستهء ديگر در حريم قواعد صرف و نحو عربى ؛ براى درك معانى يك دسته مىبايستى به فرهنگهاى فارسى مراجعه نمود و براى فهم عدهء ديگر به لغتنامه‌هاى عربى . و به همين‌جهت است كه كلمات عربى در زبان فارسى خيلى بيشتر از آنچه در واقع مىبايستى باشد به چشم مىخورد و تشخيص آنها هم در اين زبان براى كسانىكه مختصر آشنايى با اين‌دو زبان داشته باشند خيلى آسان و ساده است . ولى با همهء اين احوال اين را نبايد از نظر دور داشت كه در همين زبان ادبى فارسى كه از لحاظ لغوى در مقايسه با معيارهاى زبان‌شناسى خالى از مشكلات نيست ، از لحاظ ادبى خاصه در رشته‌هايى از ادب قديم زبانى غنى و پرمايه است ، زيرا در همين زبان در طى چندين قرن مجموعه‌اى از نظم و نثر به وجود آمده كه علاوه‌بر اين‌كه متضمن نمونه‌هاى عالى از فكر و قريحه و ذوق بزرگان علم و ادب ايران است بعضى از آنها در رديف شاهكارهاى مهم فرهنگ جهانى قرار مىگيرند . و به‌خصوص در آنچه مربوط به جنبه‌هاى انسانى آن مىشود بدون ترديد مىتوان گفت اين رشته از ادبيات ايران در مجموعه ادبيات جهانى يكى از غنىترين آنها است . و براى درك صحيح و فهم اين مجموعه است كه صاحب‌نظران در ادب و فرهنگ ايران علاوه‌بر معرفت كامل به زبان فارسى ، آشنايى با زبان عربى و لااقل آشنايى با آن مقدار از قواعد صرف و نحو عربى را هم كه براى وقوف به ريزه‌كارىهاى لغوى و بيانى اين آثار مفيد است لازم و براى كسانىكه بخواهند در ادبيات ايران تخصص يابند امرى ضرورى تشخيص