محمد مهدى ملايرى
422
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
براى نوآموزان فارسى ، بلكه غالبا براى آنها كه خط و سوادى هم آموختهاند توليد زحمت مىكند . و اينكه امروز غالبا گله داريم از اينكه فلان ديپلمه ادبى يا احيانا فلان ليسانسيهء ادبيات فلان كلمه را غلط نوشته ناشى از همين امر است . اختلاف ديگر در رابطهء اين كلمات مهمان با دستور زبان ميزبان است . در زبان عربى وقتى يك كلمهء خارجى اعم از فارسى يا غير فارسى به كار مىرود علاوهبر اينكه حروف آن به شرحى كه ديديم منطبق با لهجهء عربى مىشود شكل و هيأت آن هم تغيير مىكند تا حدىكه در قالب يكى از اوزان عربى جاى گيرد و به صورت يك كلمهء عربى درآيد ، و به همينجهت پيوند آن با زبان اصلى به كلى بريده مىشود و در اين زبان تولّدى ديگر مىيابد . و اين فراموشى اصل و تبار تا حدى است كه اگر در موردى شكل و هيأت آن كلمه مورد ترديد قرار گيرد معيار درستى يا نادرستى آن شكل يا هيأت تطبيق آن با يكى از وزنهاى عربى و يا استعمال اعراب است ، و به هيچوجه اين امر مطرح نيست كه آيا شكل و هيأت اين كلمه در زبان اصلى چه بوده تا آن را معيار قرار دهند ، گويى كه چنان اصلى هرگز وجود نداشته است . ولى نويسندگان فارسىزبان ، خاصه آنها كه به وسواس عبارتپردازى دچار شدهاند با كلمات عربى كه به كار بردهاند چنين رفتارى را روا نداشتهاند ؛ بلكه غالبا هم شكل و هيأت آنها را در كتابت حفظ كردهاند و هم پيوند آنها را با زبان اصلى همچنان استوار داشتهاند ، و غالب آنها را در همهء احوال يعنى چه از لحاظ معنى و تحولات آن و چه از لحاظ اشتقاق و تصريف همچنان تابع قواعد زبان عربى و دور از دسترس دستور زبان فارسى نگاه داشتهاند . و نتيجهء ايندو روش اين شده كه در زبان عربى قواعد صرف و نحو آن در برابر كلمات فارسى همچنان محكم و استوار مانده و كلمات خارجى اعم از فارسى و غير فارسى كوچكترين رخنهاى در آن ايجاد نكردهاند ، و از اين راه مشكلى يا مسألهاى در آن زبان به وجود نياوردهاند ، ولى بسيارى از كلمات و تركيبات عربى در فارسى قواعد و معيارهاى زبان را رعايت نكرده و حتى در بسيارى موارد مرز زبان