محمد مهدى ملايرى
423
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
فارسى را درهم ريخته و آن را ناتوان كردهاند . و بسيارى از مسايل كنونى زبان فارسى هم ناشى از همين ناتوانى است . يكى ديگر از موارد اختلاف ايندو روش تعداد اين كلمات و كيفيت استعمال آنها است . در زبان عربى استعمال كلمات خارجى و از آن جمله كلمات فارسى منحصر به موارد ضرورت و نياز و در جاهايى بوده كه براى مفهومى كلمهاى عربى نيافتهاند و اگر گاهى مىبينيم كه براى بيان مفهومى كه معادلى عربى دارد كلمهاى معرّب به كار بردهاند غالبا بدان علت است كه مقصود بيان نوعى خاص از آن مفهوم بوده كه كلمهء عربى آن را درست نمىرسانده ، و در هرحال اين كار برطبق ضوابطى طبيعى صورت گرفته و حد مشخصى داشته و ذوق و سليقهء فردى يا تفنن را در آن راهى نبوده ، و به همينجهت است كه اين كلمات هيچ مزاحمتى براى كلمات اصيل عربى ايجاد نكرده و زيانى به ريشههاى آن نرساندهاند . ولى در زبان فارسى در برخى از دورهها نويسندگان براى استعمال كلمات و تركيبات عربى حد و مرز نشناختهاند ، و اگر در دورههاى اول نويسندگان در اين امر به رسم و آيينى پاىبند بودهاند در دورههاى بعد برخى از نويسندگان چنان آن رسم و آيين را ناديده گرفته و بىپروايى نشان دادهاند كه گويى خود حاكم بر رسم و آيين زبان بودهاند ، و بدينترتيب در كنار عدهء معدودى از كلمات عربى كه به حكم ضرورت و براى رفع نيازمندىهاى لغوى از راه صحيح و طبيعى وارد زبان فارسى شده و موجب افزايش سرمايهء لغوى و قدرت تعبير آن گرديده عدهء بىشمارى از كلمات نامأنوس و تركيبات نامأنوستر نيز نه به علت احتياج و از راه طبيعى بلكه به علت تفنن نويسنده و يا تكلّف در زبان ادبى گنجانده شده ، تا جايى كه كلمات دخيل عربى در نثر ادبى بعضى از دورهها بيشتر از كلمات اصيل فارسى گرديده و بعضى از منشيان در اينباره به حدى افراط كردهاند كه با قدرى مسامحه مىتوان گفت كه در نوشتههاى ايشان فقط روابط و پيوندها فارسى باقى ماندهاند . اين آزادى عمل در اقتباس كلمات و تركيبهاى عربى كه نخست به وسيلهء نويسندگانى بىاعتنا به دستور زبان فارسى