محمد مهدى ملايرى

40

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كلمات هم در اثر طول زمان و تحريف‌هاى مكرر آن‌چنان از اصل خود دور افتاده‌اند كه با معيارهاى لغوى و ضوابطى كه براى تعريب ذكر كرده‌اند نتوان آن‌ها را باز شناخت . در چنين مواردى است كه براى راه يافتن به اصل اين كلمات ناچار بايد با سير قهقرايى در تاريخ به همان روزگاران قديم بازگشت و همان راه هاى انتقال كلمات را به همان صورتى كه بوده از نو بازگشود و از همان راه‌ها به جست‌وجوى اصل اين كلمات پرداخت . شايد بهترين نمونه‌اى كه براى اين مورد بتوان ذكر كرد كلمهء اشتيام باشد كه در يادداشت‌هاى علامه مرحوم قزوينى آمده است . انتخاب اين كلمه از آن رو است كه آن مرحوم از دانشمندان كم‌نظيرى بود كه بدون استقصاء - اگرنه كامل لااقل در حد كفايت - نظرى حتى با ترديد اظهار نمىداشت ، و در اين مورد هم هرچند از مطالعات خود به نتيجهء قاطعى نرسيده ولى باز مقدارى از راهى را كه مىبايستى براى وقوف بر اصل و معناى آن طى شود ، با دقت‌نظر - ولى با اظهار ترديد و تعجب از سكوت لغت‌نويسان در اين‌باره - طى كرده و اين خود مغتنم است . اينك نوشتهء مرحوم قزوينى : اشتيام « مثل اين مىماند كه از اصطلاحات ملاحان و از عملجات كشتى باشد . » « غلامان قوى هياكل كه جهت اعمال جهاز هريك به شغلى معين منصوب بودند ، چون ربان و اشتيام و سكان‌گير و مجدافى و ملاح . » ( وصاف 73 ) « در حواشى دخويه بر كتب جغرافى « 1 » : 281 هم اين كلمه مذكور است . » « رجوع شود نيز به تاج العروس و لسان العرب در ش . ت . م . 356 :

--> ( 1 ) . يادداشت‌هاى قزوينى ، جلد اول ، به كوشش ايرج افشار ، تهران 1337 ، انتشارات دانشگاه تهران ص 71 و 72 .