محمد مهدى ملايرى

417

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

هدف سوم از آموختن زبان عربى كه مىتوان انتظار داشت ، استفاده از آن به عنوان يك زبان زنده است ، مانند ساير زبانهاى خارجى از قبيل فرانسه يا انگليسى يا هرزبانى ديگر . آموختن عربى در اين مورد هم مانند دو مورد گذشته كه هريك روش و قلمروى خاص داشت از هرجهت تابع اصول و روشى خاص است كه امروز در فن آموزش زبانهاى خارجى در همه‌جا كم‌وبيش مورد استفاده است . و چون ياد گرفتن زبان عربى بدين‌صورت تنها مطلوب كسانى است كه برحسب وظايفى كه برعهده دارند يا منافعى كه از آموختن آن انتظار مىبرند به آموختن اين زبان مىپردازند بنابراين اين مورد هم جنبهء اختصاصى خواهد داشت و با تعليمات عمومى ارتباطى ندارد . و اما هدف چهارم يا به عبارت ديگر چهارمين علتى كه براى تدريس عربى در مدارس ايران ذكر مىشود اين است كه آموختن اين زبان كمكى براى بهتر فهميدن زبان فارسى و درك كلمات يا عباراتى باشد كه از زبان عربى وارد اين زبان شده و در زبان ادبى فارسى به كار رفته‌اند . فرقى كه بين اين مورد و موارد قبلى هست در اين است كه در اين مورد زبان عربى نه به عنوان يك زبان مستقل بلكه به عنوان يك زبان مكمّل تدريس مىشود ، و فايده‌اى هم كه از آن انتظار مىرود در زبان فارسى است نه عربى ، و به همين جهت هم صاحب‌نظران در ادبيات فارسى ضرورتى نديده‌اند كه براى حصول اين منظور زبان عربى به طور كامل يعنى صرف و نحو و انشاى و مكالمه تدريس شود و دانش‌آموز ايرانى ، عربىخوان و عربىگوى بار بيايد . بلكه آموزش اين زبان را تا آن حد ضرورى دانسته‌اند كه براى فهم كلمات و عبارات عربى كه در فارسى به كار رفته لازم است . و علت اين‌كه دانش‌آموزان ايرانى با آن‌كه چندين سال در برنامه رسمى خود عربى مىخوانند معذلك نه عربىخوان مىشوند و نه عربىگوى همين است كه اين امر نه مقصود بوده و نه ممكن . در اين‌جا سؤالى پيش مىآيد كه توجه به آن براى روشن شدن موضوع بحث ما مهم است ، و آن اين است كه در همهء زبانهاى معروف و مهم دنيا كلمات