محمد مهدى ملايرى
405
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خود آن زبان ، بلكه هستى ملتى هم كه با آن زبان سخن مىگويد در مخاطره خواهد افتاد . بيم اين دسته از نويسندگان و استادان عرب از اينجا است كه زبان خود را با خط كنونى و قواعد پيچيده و دشوار آن در حال حاضر آماده براى انجام چنين وظيفهء خطيرى نمىبينند . براى اينكه از راهها و وسايل نفوذ اين خطر نمونهاى در دست باشد ، اين چند سطر را هم از نويسندهء ديگرى نقل مىكنيم . اين نوشته از آقاى احسان عبد القدوس نويسندهء معروف مصرى است و تاريخ آن نوامبر سال 1954 ، يعنى پنج سال و چند ماه پيش از اين تاريخ و در حدود بيست سال و كسرى پس از نوشتهء آقاى دكتر طه حسين مىباشد . آقاى احسان عبد القدوس در مجلهء " روز اليوسف " چاپ قاهره چنين مىنويسد : « در هفتهء گذشته خبر نامزدى مونس حسين با دوشيزه لولت ( ليلى ) علايلى اعلام شد . مونس فرزند بزرگترين ركن نثر عربى دكتر طه حسين ، و ليلى هم نوهء بزرگترين ركن شعر عربى احمد شوقى است . يعنى اينكه اين زناشويى زبان عربى را از دو سو - هم نثر و هم نظم - در يك خانواده جمع كرده است . حالا ببينيم واقعا سرنوشت زبان عربى در اين خانوادهء جوان و خوشبخت چيست ؟ مونس خيلى كم به زبان عربى و غالبا به زبان فرانسه حرف مىزند و همهء كارهاى ادبى او هم چه كتابها و چه مقالهها و گفتارهايش به زبان فرانسه است ، و آشنايى او با بالزاك و موپاسان و پل سارتر « نويسندگان فرانسه » بيشتر از آشنايى او با نجيب محفوظ و توفيق الحكيم و يوسف الشارونى « نويسندگان عربى » است . ليلى هم زبان عربى را به همان اندازه مىداند كه من زبان ايتاليايى را ( يعنى فقط چند كلمه ) ، و كتابهاى عربى را هم به همان اندازه مىخواند كه من كتابهاى دكتر عبد الرحمن بدوى را ( يعنى هيچ ) . اين حقيقتى است كه مىخواهم آن را در برابر ديدگان دكتر طه حسين بگذارم ، نه براى سرزنش او ، بلكه براى اينكه به آن اعتراف كند . اين حقيقتى است كه مصداق آن نه تنها مونس و ليلى ، بلكه يك نسل كامل از درسخواندههاى ما هستند ، و حتى من دو فرزند خود را هم استثنا نمىكنم ، چه با وجود آنكه من زبان فرانسه را با همان