محمد مهدى ملايرى

406

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

توجه و اهتمامى به آنها مىآموزم كه زبان عربى را ، با وجود اين آنها امروز زبان فرانسه را بهتر از عربى مىخوانند و مىنويسند . چرا دكتر طه حسين نتوانست زبان عربى را حتى در خانهء خودش از گزند مصون دارد ؟ و چرا من نمىتوانم ذوق آموختن عربى را در فرزندانم بيدار كنم و گوششان را با آهنگ ابو الاسود دؤلى آشنا سازم ، همچنان‌كه با آهنگ زبان فرانسه آشنا ساختم ؟ حيرت و درماندگى در اين امر مرا وادار مىكند كه كار آنها را به خدا واگذارم . چرا ؟ براى اين‌كه بزرگان زبان و ادبيات عربى و از آن جمله طه حسين نمىخواهند كه حق تحوّل و تكامل را براى زبان عربى بشناسند ، و گوش خود را با صداى پاى زمان كه در مسير خود تعاليم و قواعد آنها را خورد مىكند و پيش مىرود آشنا سازند ، و نمىخواهند به اين حقيقت اعتراف كنند كه زبان عربى در دست آنها سنگين و پيچيده و دشوار شده ، و به صورتى درآمده كه نسل آزاد كنونى كه در فضاى آهنگهاى فرانسه و انگليسى سير مىكند آن را مناسب ذوق خود نمىيابد . اين نسلى كه گوشش را آهنگهاى « تانگو » و « والس » و « سامبا » پر كرده ، ديگر نمىتواند آهنگهاى « بشارف » و « تقاسيم رصد » را بفهمد . بايد كارى كنيم ، بايد اين مجسّمه‌هاى مومى را كه بر كرسيهاى فرهنگستان تكيه زده‌اند به جنبش درآوريم تا كارى كنند ، با زمان و تحولات آن پيش روند ، و دستور تازه‌اى ساده و روان براى اين زبان وضع كنند ، و روشهاى جديدى براى تدريس آن بيابند ، و زبان عربى را از اين بىسامانى نجات دهند » . اين است خطرى كه از آن بيم دارند ، خطر اين‌كه زبان عربى به سبب نارسايى خط و دشوارى قواعد نتواند خواهش‌هاى نسل‌هاى آينده را برآورد و از كاروان دانش و فرهنگ جهان عقب بماند ، و آنها هم مثل پسر دكتر طه حسين و نوهء احمد شوقى و هزاران امثال آنها علم و دانش را در زبانهاى بيگانه جست‌وجو كنند و رفته‌رفته با زبان خود بيگانه شوند ، و احساس همين خطر است كه دسته‌اى از نويسندگان عرب را كه مسايل ملّى خود را در چهارچوب مسايل جهانى بررسى مىكنند واداشته كه گاه‌وبيگاه بگويند و بنويسند كه بايد