محمد مهدى ملايرى
401
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
در اينجا شايد توضيح مختصرى لازم باشد . زبان عربى فصيح كه زبان كتابى يا به اصطلاح لفظ قلم عربى است چون هم از لحاظ اشتقاق و هم از لحاظ اعراب داراى قواعدى درهم رفته و پيچيده مىباشد و درست گفتن و نوشتن آن بدون اطلاع كامل بر قواعد و تمرين كافى در بكاربردن آنها ميسّر نيست از اينرو در هيچيك از كشورهاى عربى زبان زبان گفتوگو و محاوره نيست ، و گمان نمىرود كه با اين كيفيت در هيچ دورهاى هم زبان گفتوگو بوده است . زبانى كه بهطور عادى و معمولى در اين كشورها به كار مىرود از لهجههاى شكستهء عربى است كه نه اعراب دارد و نه قواعدى به آن طول و تفصيل . از اين جهت آموختن زبان عربى فصيح كه فقط زبان نوشتن است نه حرف زدن ، براى نوآموزان تا بدان حد كه بتوانند آن را بىغلط بخوانند و بنويسند نه تنها خيلى بيشتر از آنچه معمولا براى آموختن زبان مادرى صرف وقت مىكنند وقت و زحمت لازم دارد ، بلكه حتى دشوارتر از آموختن يك زبان خارجى مثل فرانسه يا انگليسى مىباشد ، و اين چيزى است كه مردمان دورانديش و نويسندگانى را كه به اينگونه مسايل با نظر بازتر نگاه مىكنند نگران ساخته است . به نظر اينان كوششى كه به منظور تسهيل صرف و نحو عربى به عمل آمده براى از بين بردن دشوارىهاى آن كافى نيست ، زيرا هرقدر هم آن كوششها صايب و صادق بوده باشد ولى از حدود روش تدريس و اسلوبهاى مختلف آن تجاوز نكرده است . دشوارى كه اكنون در زبان عربى احساس مىشود يك امر جوهرى است نه عرضى كه بتوان آن را به آسانى از بين برد ؛ ولى بيم بسيارى از دورانديشان و نگرانى كه براى آيندهء اين زبان در كشمكش زندگى دارند آنها را وادار كرده كه حتى در امور اساسى و جوهرى آن ، يعنى در اصول قواعد صرف و نحو و بلاغت نيز طالب تحول و دگرگونى شوند تا به آن حدى كه زبان عربى را از لحاظ سادگى و روانى و استوارى بيان به صورتى درآورند كه در ميدان نبرد زندگى با زبانهاى زنده و فرهنگهاى نيرومند آنها تاب مقاومت داشته باشد و لااقل بتواند در خانهء خود با آنها برابرى كند .