محمد مهدى ملايرى

385

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به سبب تركيب يا درازى در تعريب تنها به جزيى از آن يعنى « گروهه » اكتفا شده . و علت اين‌كه « جلاهق » در عربى مورد استعمال روشنى ندارد ، يعنى گاهى به معنى گلوله‌اى كه انداخته مىشود و گاهى به معنى كمانى كه با آن گلوله را مىاندازند به كار رفته « 1 » و در لغت‌نامه‌هاى عربى هم گاهى آن را « گلوله » و گاهى « كمان » معنى كرده‌اند « 2 » ، نيز ناشى از همين است كه « جلاهق » در لفظ معرّب از « گروهه » است كه به معنى « گلوله » باشد ، ولى در واقع معرّب از « كمان گروهه » است كه به معنى « كمان » است ، و چنان‌كه گفتيم براى اختصار به تعريب جزء دوم آن اكتفا شده است . جواليقى اصل فارسى آن را « جلاهه » نوشته ، و صاحب لسان و قاموس « جله » نوشته‌اند ، در صورتىكه هيچ‌يك از اين‌دو اصل فارسى آن نيستند ؛ خود اين‌ها نيز معرّبند . « جلاهه » گونهء ديگرى از تعريب همين « گروهه » ، و « جلّه » هم كه به تشديد لام خوانده شده معرب از گونهء ديگرى از فارسى همين كلمه يعنى « گلوله » است . « جلاهق » و « جله » از لحاظ معنى هم در عربى باهم فرق دارند ، زيرا « جلاهق » همان‌طور كه ديديم به معنى همان ابزار معروف آن بازى مشهور

--> ( 1 ) . از جمله مواردى كه صريحا در معنى كمان به كار رفته اين شعر است : كانما الجلد لعرى الناطق * كمنحدر عن سيتى جلاهق ( اقرب الموارد ) ( 2 ) . نگاه كنيد به ابن دريد ، الجمهرة ( 3 - 309 ، 367 ) ، قاموس ، لسان العرب ، جواليقى در المعرب در يك‌جا آن را « كمان » ( ص 69 ) و در جاى ديگر « گلوله » ( ص 96 ) معنى كرده است ، در مقدمة الادب زمخشرى نيز هم « جلاهق » و هم « قوس الجلاهق » به « كمان گروهه » معنى شده . ( چاپ دانشگاه تهران ، ج 1 ، ص 303 ) و به دين مناسبت بىمورد نيست به چند اشتباه كه در اين چاپ در اين كلمه روى داده نيز اشاره شود : در ص 47 و 303 ج 1 « كمان گروهه » ( با كاف عربى در كروهه ) چاپ شده ، صحيح كمان گروهه ( با گاف فارسى ) است . در ص 47 ، ج 1 در معنى « بندقه » ، « سنگ كمان كله » چاپ شده و اين غلط است . صحيح آن بايد « سنگ كمان گله » باشد . گله مخفف « گلوله » و « كمان گله » همان « كمان گروهه » است . در ص 304 ، ج 1 ، ايضا در معنى بندقه ، « سنگ كمان ، كروهه » به صورت دو كلمه جداگانه چاپ شده . در ص 863 ، ج 3 كمان كروهه به كسر نون و باز هم با كاف چاپ شده ، صحيح به سكون نون است . در ص 859 ج 2 « كروهه » در فهرست حرف « ك » آورده شده ، جاى آن در فهرست حرف « گ » فارسى است .