محمد مهدى ملايرى
384
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بيشتر براى شكار پرندگان به كار مىبردهاند « 1 » ، از نوع همين كمانى كه در حال حاضر كودكان براى شكار پرندگان به كار مىبرند ، و اكنون آن را « تيركمان » مىخوانند . اين بازى در زمان عثمان به مدينه راه يافت ، و اين كمان را « جلاهق » ، و جمع آن را « جلاهقات » گفتند . تيراندازى با جلاهقات در زمان عثمان به اندازهاى در ميان مردم شايع شد كه موجب ناخشنودى اهل صلاح و تقوى گرديد ، و در تاريخ آن را به عنوان نخستين كار زشتى كه در مدينه رايج شده ذكر كردهاند . ظاهرا در اين زمان در مدينه جاهاى مخصوصى براى نگاهدارى و تربيت كبوترانى كه بهخصوص براى همينكار نگاهدارى مىكردهاند وجود داشته ، و در آنجاها كبوتران را پرواز مىداده و در هوا آنها را با همين جلاهقات هدف قرار مىدادهاند ، زيرا عثمان در سال هشتم از خلافت خود شخصى را مأمور از ميان بردن اين بازى كرد ، و او هم بال پرندگانى را كه به اين كار مىخوردند چيد ، و جلاهقات را هم شكست . « 2 » « جلاهق » معرب « كمان گروهه » يا به عبارت دقيقتر معرّب جزء دوم آن يعنى « گروهه » است . گروهه كه مرادف گلوله است ، و شايد هم اصل آن باشد ، چنانكه در لغت آمده « بر وزن و معنى گلوله است مطلقا خواه گلولهء ريسمان و خواه گلولهء توپ و تفنگ و گلولهء خمير نان و پنبه و گلوله كمان گروهه و امثال آن باشد . « 3 » ولى « جلاهق » در عربى در همهء اين معانى به كار نرفته و فقط در معنى « كمان گروهه » استعمال شده است ، زيرا از راه همين بازى در زبان عربى داخل شده ، و از نوع كلماتى است كه
--> ( 1 ) . تعريف مفصلترى از آن در صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 138 آمده است . در چهار مقالهء عروضى چنين آمده : « آفتاب زرد سلطان از سراپرده درآمد ، كمان گروههاى در دست . » چاپ اول ، ص 22 ، و از جمله موارد استعمال كمان گروهه در اين شعر خاقانى است از قصيدهاى كه در ستايش رشيد الدين و طواط گفته : كمان گروههء گبران ندارد آن مهره * كه چار مرغ خليل اندر آورد ز هوا و از اين شعر معلوم مىشود كه در عهد خاقانى گلولهء اين كمان گروهه را مهره مىگفتهاند و به اين سبب به اين ابزار « كمان مهره » هم گفتهاند ، چنانكه در اين بيت سعدى : مرغ دل صاحبنظران صيد نكردى * الا به كمان مهرهء ابروى خميده ( 2 ) . ابن اثير ، ج 3 ، ص 92 . ( 3 ) . برهان قاطع ، گروهه .