محمد مهدى ملايرى
371
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اينگونه كلمات كه هيأت آنها تغييرى نكند نسبة كم است ، زيرا كلمات فارسى در زبان عربى غالبا يا بعضى از حروف و يا هيأت و شكل آنها تغيير يافته است . در مورد حروف بايد اين مطلب را در نظر داشت كه اهل هرزبان بعضى صداها و مخارج حروف مخصوص به خود دارند كه تلفظ آن براى خود آنها طبيعى و عادى و براى اهل زبان ديگر بسيار دشوار و غير طبيعى است . برحسب معمول كلماتى كه داراى چنين صداهايى باشند وقتى به زبان ديگر راه يابند آن صداها خواه ناخواه به صداهاى همانند كه در آن زبان يافت شود تبديل مىگردند . نظير اينها در زبان فارسى صداهاى « ع » و « ح » و « ص » و « ط » و ديگر صداهاى مخصوص عربى است كه در فارسى به صداهاى « أ » و « ه » و « س » و « ت » تبديل شده ، هرچند به اين حروف نوشته نمىشوند . در زبان عربى هم بعضى از حروف فارسى كه مخرج آنها در عربى نيست به حروف ديگر تغيير يافتهاند ، با اين تفاوت كه در كتابت هم به همان حرف ديگر ، يعنى به همانگونه كه تلفظ مىشوند ، نوشته مىشوند نه به حرف اصلى . ولى اين تغيير هميشه به يك صورت و طبق يك قاعدهء صحيحى صورت نگرفته است ؛ به دين معنى كه بهطور قطع نمىتوان گفت كه هميشه چه حرفى از حروف فارسى به چه حرفى از حروف عربى تبديل شده ، همانطور كه مثلا در فارسى مىدانيم كه هميشه و در همهء موارد مخرج « ع » كلمات عربى به « أ » تغيير مىيابد و مخرج « ح » به « ه » . زيرا در عربى اين امر برحسب موارد مختلف فرق كرده است . چنانكه معروف است در زبان عربى چهار حرف از حروف فارسى يعنى « پ » و « چ » و « ژ » و « گ » وجود ندارد ، مقصود از اين كلام اين است كه مخارج اين چهار حرف در زبان عرب باديه كه مبناى عربى فصيح است وجود نداشته ، و گرنه در زبانهاى عربى محلى عصر حاضر همهء اين مخارج ( به استثناى پ )
--> - ج 1 ، 151 ، اين كلمه در عربى به صورت ناخوذه هم به كار رفته ، از رحلهء ابن بطوطه : و منهم الناخوذه ابراهيم له ستة من المراكب مختصة له . طبع دار صادر بيروت ، ص 552 .