محمد مهدى ملايرى
367
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
ولى در نتيجهء روشى كه در زبان فارسى اتخاذ كردهاند عمدهء كلمات عربى در زبان فارسى نه تنها اصل خود ، بلكه حتى هيأت و صيغهء اصلى خود را همچنان حفظ كردهاند ، و با اينكه قرنها است كه در زبان فارسى وارد شدهاند هنوز هم پيوند خود را با زبان اصلى نگسسته و در بسيارى از قواعد دستورى تابع زبان اصلى ، يعنى زبان عربى هستند نه زبان فارسى ؛ و در نتيجهء همين دو روش مختلف است كه كلمات فارسى در عربى با آنكه در اصل بسيار زياد بودهاند « 1 » خيلى كمتر از آنچه هستند به چشم مىخورند ، ولى اثر زبان عربى در زبان فارسى خيلى بيش از آن اندازه كه معمولا زبانهاى مختلف در يكديگر اثر مىگذارند نمايان و آشكار است . و باز به همين علت است كه تشخيص كلمات عربى در زبان فارسى براى كسانىكه اطلاعات عمومى دربارهء اصول اين دو زبان داشته باشند كارى ساده و عادى است ، ولى تشخيص كلمات فارسى در زبان عربى حتى براى متخصصان و ارباب لغت هم خالى از اشكال نيست . بحث در اين روش و تحقيق دربارهء عللى كه موجب آن شده ، نه تنها از نظر تاريخى ، بلكه بيشتر از نظر روشن شدن بسيارى از مسايل مربوط به زبان فارسى سودمند و شايد هم ضرورى باشد ؛ ولى در اين گفتار مقصود نه بحث در آن علتها ، بلكه گفتوگو دربارهء دگرگونيها و نوع تغييراتى است كه در كلمات فارسى در زبان عربى روى داده ، و فهم آنها براى شناختن اين كلمات ضرورى است . در اينجا شايد ضرورت داشته باشد به دو نكته توجه كنيم ، يكى اينكه مسألهء تشخيص كلمات خارجى در يك زبان و به دست آوردن اصل و ريشهء آنها مسألهء پيچيدهاى است ، و بهخصوص در زبان عربى كه به سبب همان تغييرات خيلى عميق و تحولاتى كه در طى قرنها در اينگونه كلمات حاصل شده پژوهنده را احتياطى تمام بايد تا از لغزش در امان ماند ، زيرا اين كار گذشته از
--> ( 1 ) . در اينباره در نوشتهء فاضلانهء " ادى صليبا ابرهينا الكلدانى " در مجلهء " المشرق " چاپ بيروت ، سال سوم ، ص 721 با تفصيل بيشترى سخن رفته است .