محمد مهدى ملايرى

358

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

يكى ديگر از جشن‌هاى آن‌ها روز دهم كانون اول مصادف با بيستم آذر ماه است ، اين عيد را « عيد اموات » مىنامند . از رسوم مخصوص اين عيد يكى اين است كه در هرخانواده‌اى يك كلوچهء بزرگ مىپزند و در آن يك مويز يا چيز ديگرى مىگذارند و آن را به پشت يكى از فرزندان خود مىبندند و پس از هفت روز مرد بيگانه‌اى بايد آن كلوچه را بشكند و به تعداد افراد خانواده تقسيم كند و به هريك قسمتى بدهد . آن مويز يا چيز ديگرى كه در وقت پختن در داخل آن گذارده‌اند در قسمت هريك از افراد آن خانواده درآيد آن‌كس در آن سال موجب سعادت و خوشبختى آن خانواده خواهد بود ، و گويند كه روزى آن خانواده در آن سال در دست او است . كلوچهء ديگرى هم با شكم برآمده به نام مريم عذرا درست مىكنند و آن را در تاپوى آرد يا انبار آذوقهء خود نگاه مىدارند ، و معتقدند كه اين كار موجب بركت خواهد بود . روز بيستم كانون دوم كه مصادف با اول بهمن‌ماه و يا آخر دىماه است نيز جشن مىگيرند و آن را جشن چلهء زمستان مىخوانند « 1 » . و نخستين پنجشنبه از ماه شباط يعنى نخستين پنجشنبه از دههء سوم بهمن‌ماه را هم جشن ديگرى مىگيرند به نام عيد خضر الياس . در اين عيد بعضىها سه روز و بعضىها يك

--> ( 1 ) . اين جشن با شب چله كه اكنون در ايران معمول است يك ماه فاصله دارد ، زيرا شب چله در ايران اول دىماه يا شب اول زمستان است . اين جشن بهمنگان يا بهمنجنهء ايرانى را به ياد مىآورد كه موقع آن دوم بهمن ماه و جشنى بزرگ و معروف بوده و ابو ريحان بيرونى دربارهء آن گويد : « بهمنجنه چيست ؟ بهمن روز است از بهمن‌ماه ، و بدين‌روز ، بهمن سپيد به شير خالص پاك خورند ، و گويند كه حفظ فزايد مردم را و فرامشى ببرد ، و اما به خراسان مهمانى كنند بر ديگى كه اندرو از هردانه خوردنى كنند ، و گوشت هرحيوانى و مرغى كه حلالند و آنچه اندر آن‌وقت بدان بقعت يافته شود از تره و نبات . » « التفهيم ص 257 » و انورى دربارهء آن گفته است : اندر آمد ز در حجرهء من صبحدمى * روز بهمنجنهء يعنى دوم بهمن‌ماه و مختارى از گويندگان سدهء ششم نيز دربارهء آن چنين گفته : بهمنجنه است خيز و مى آر اى چراغ رى * تا برچينم گوهر شادى ز گنج مى اين يك دو مه سپاه طرب را مدد كنيم * تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دى