محمد مهدى ملايرى

350

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

چون او را ديد از جا برخاست و آن غذاها را در برابر سگ چيد و همه را به او خورانيد ، صاحب‌خانه و حاضران از اين كار بسيار دلخور و خشمناك شدند ولى به پاس احترام او چيزى نگفتند . خود شيخ پس از اين‌كه غذاها را به سگ داد به صاحب‌خانه گفت مىبينم كه از اين كار من دلتنگ شده‌اى . صاحب‌خانه گفت شايد غذاهاى ما درخور شما نبوده . شيخ گفت برعكس غذاها بسيار خوب و مطبوع بود و منهم از اين مهمانى شما خيلى ممنون هستم ، ولى من وقتى اين سگ را ديدم نتوانستم پيش از سير كردن او چيزى بخورم . اين سگ فلان شخص است كه همه مىشناسيد و در فلان روز در فلان مهمانى ، فلان شيخ بر او خشم گرفت و او را محروم كرد . اين شخص پس از مرگ در اثر ناخشنودى شيخ از او در تن اين سگ ناتوان و رنجور درآمد و امروز چون مرا در اين‌جا ديد آمد و از من درخواست گذشت و اغماض كرد و تقاضا داشت كه او را به همان محلى كه بود برگردانم ، و چون گرسنه بود من هم دلم به حال او سوخت و اين غذاها را به او دادم . حاضران كه اين را شنيدند همگى خوشحال شدند و از اين كرامت شيخ به خود باليدند و دوباره براى او سفرهء رنگين‌ترى چيدند . و به همين علتها است كه يزيديان ساليانه مبالغ زيادى از عايدات خود را به شيوخ و كوچك‌ها و قوّالها مىدهند و اگر پولى هم نداشته باشند بايد از اموال خود بفروشند و يا قرض كنند و مال اللّه را بدهند تا آن‌ها نزد خداوند شفاعتشان كنند و به بهشتشان ببرند ، و اين كار هم براى آن‌ها دشوار نيست زيرا چنان‌كه معتقدند در روز قيامت شيخ عادى همهء امت يزيدى را كه در دنيا به همهء تكاليف خود عمل كرده‌اند ، در طبقى مىگذارد و بر سر مىنهد و بىهيچ حساب و كتابى به بهشت مىبرد . اين اشخاص علاوه‌بر دعوى علم غيب و قوهء مكاشفه دعاوى عجيب و غريب ديگرى هم مىكنند و تا آنجا كه ساده‌لوحى و خوش‌باورى مريدان اجازه دهد براى خود كرامات و معجزاتى مىشمرند و غالبا اقوالى ضد و نقيض يك‌ديگر مىگويند . وقتى يكى از آن‌ها مىگفت كه او در كشتى يونان ( نوح ) پيغمبر بوده و چهل روز با او در روى آب گردش مىكرده ، ديگرى مىگفت كه