محمد مهدى ملايرى
349
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
صورت مرده بمالند و پس از دفن نيز براى اينكه قبر او از دستبرد حيوانات و درندگان مصون باشد آن را با پشگل گوسفند بپوشانند . درست كردن قبر و خواندن نماز و ديگر كارها با كوچكها است . و علاوهبر اين آنها پولى هم از صاحبان مرده مىگيرند كه شب را بالاى سر ميت بخوابند و دربارهء او مكاشفه كنند ، يعنى اينكه در عالم كشف و شهود از سرنوشت مرده پس از مرگ آگاه شوند و معلوم كنند كه آيا روحش به چه قالبى حلول كرده و بر سر او چه آمده است و معمولا صبح روز بعد هرخبرى را كه از اين راه كسب كردهاند به بازماندگان مرده مىدهند . عقيده به تناسخ در ميان اين جماعت سخت ريشهدار و راسخ است ، بهطورىكه حتى بعضى از سادهلوحان ذخيره و پسانداز خود را نهانى در زمين يا جايى پنهان مىكنند تا در دورهء ديگرى كه به اين دنيا برمىگردند از آن استفاده كنند . بدونشك يكى از عللى كه اين عقيده را اين اندازه در ذهن اين مردم راسخ كرده اين است كه متصديان امور دينى آنها از اين راه ، هم منافع مادى و هم سلطهء خود را بر اين جماعت حفظ مىكنند ؛ شيخ يا ملايى كه بايد شب بر بالاى سر مردهاى شبزندهدارى كند و به مكاشفه پردازد و فردا صبح به بازماندگان آن ميّت سرنوشت او را خبر دهد كه آيا روحش دوباره به چه صورت به اين جهان بازگشته لابد بايد ، هم از ميّت و بازماندگان او خوشنود و راضى باشد و هم از جنبه مادى نظر او به خوبى تأمين شده باشد تا روح ميّت را در قالب سگ و خوك نكند و موجب سرافكندگى بازماندگان و قوم و قبيلهء او نشود . متصديان امور دينى آنها براى اينكه اين عقيده در ذهن آن مردم هرچه استوارتر گردد به وسايل و فريبكارىهاى عجيبى دست مىزنند ، چنانكه وقتى يكى از " كوچكها " يعنى از همان كسانىكه متصدى امور اموات و مكاشفه مىباشند در خانهء شخصى به مهمانى دعوت شده بود ، و ميزبان به پاس احترام او غذاهاى گوناگونى تهيه ديده و براى او سفرهء رنگينى گسترده بود ، هنگامىكه غذا را حاضر كردند سگ رنجور و ناتوانى هم سرش را به درون اتاق كرد ، آن شيخ