محمد مهدى ملايرى
348
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بدى آن شخص و پاكى يا ناپاكى روح او است . براى اين عقيدهء خود و اينكه مثلا روح چگونه شخصى در جسم چه موجودى حلول مىكند شرح و تفصيلى دارند ، مثلا اگر مرده امير يا والى يا شاهى بوده كه با عدالت و راستى فرمان مىرانده پس از مرگ روح او به مقام بالاترى مىرود ، اگر فقير هم بوده ولى سلوك نيك داشته باز هم به مقام بالاتر مىرود ، ولى اگر در زندگى رفتارى ناپسند داشته و شخصى ناپاك و بدخواه و فاسق و يا آدمكش و دزد و راهزن باشد پس از مرگ روحش در تن جانورى پست مانند سگ يا خوك و مانند اينها وارد مىشود ، و پيش از آنكه دوباره به شكل انسان درآيد بايد هفت بار از حيوانى به حيوانى ديگر منتقل شود تا سرانجام به تن انسانى حلول كند ، آن هم انسانى پست و بىمقدار كه به قوت روزانهء خود محتاج باشد و كسى هم به او صدقهاى ندهد . و اگر زن يا مردى ميانهحال باشد و نيكى و بدى آنها يكسان باشد ، روحشان به بدن حيواناتى بىآزار و سودمند همچون گوسفند يا بز يا غزال حلول مىكند و پس از يك بار دوباره به صورت انسان درمىآيد ، و اگر بچهاى بميرد كه هنوز خوب و بد را تشخيص نداده چهل روز در بهشت شداد بن عاد مىماند و پس از آن دوباره روحش به تن انسان برمىگردد ، اگر پسر باشد به تن پسر و اگر دختر باشد به تن دختر . كسانىكه روحشان به تن حيوانات پست مىرود و چنانكه گفتيم بايد هفت بار روحشان از حيوانى به حيوانى ديگر با درجهء بالاترى منتقل شود ، در آخرين بار در مرحلهء حيوانى روحشان به تن اسبى اصيل از آن شاه يا اميرى حلول مىكند . هر گناه يا رفتار ناپسندى نيز به يك نوع از حيوانات بستگى دارد ، مثلا اين گناهكاران روحشان به تن اين حيوانات مىرود : زناكار به تن خوك ، دروغگو به تن گاو ، و خيانتكار به تن روباه . يكى از وظايف طبقهء كوچكها چنانكه گفتيم انجام مراسم تكفين و تدفين مردگان و مكاشفهء حال آنها پس از مرگ است . رسم چنين است كه در هنگام مرگ حتما يكى از اصناف متصديان امور مذهبى ، يعنى كوچك يا شيخ يا فقيرى بالاى سر آنها باشد ، و پيش از دفن كمى از خاك مزار شيخ عادى در كف دست و