محمد مهدى ملايرى
328
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
همچنانكه از ميان بردن عوامل فساد و تباهى و كشتن حشرات و حيوانات زيانكار نيز يك نوع عبادت به شمار مىرود ، و زندگى بىبندوبار و بطالت كه موجب نادارى و ناتوانى است از گناهانى شمرده مىشود كه در دين ناستوده و موجب كيفر است . در « صدر در بندهشن » يكى از كتابهاى دينى زردشتى در اين زمينه چنين آمده : « گوسفندان و ديگر جانداران را بايد از سرما و گرما و ديگر آسيبها نگاهدارى كرد و آنها را سير داشت ، چه اندر دين گويد كه هنگام نماز شام سروش « صد در بندهشن » پاك به سركشى همه چارپايان و جانداران و مرغان آيد تا بنگرد كه سيرند يا نه ، اگر سير باشند به آن كدخدا و كدبانو آفرين خواند ، و اگر گرسنه باشند نفرين كند . هيچ كرفه ( - ثواب ) بزرگتر از آن نيست كه چارپايان و مرغان را كه در خانه باشند سير نگهدارند ، به ويژه گوسفندان جوان ماده را نشايد كشتن ، مگر اينكه سترون باشند و شير ندهند . آرى از كشتن چارپايان بايد پرهيختن ، به ويژه بره و بزغاله و اسب و گاو ورزاو و خروس ، كشتن هريك از اينها گناه باشد . مرغ كه در خانه دارند بايد به وقت آب و دانه دهند ، و ديگر اينكه بايد جانوران خانگى و مرغان را پاك نگاهدارند ، همواره بشويند و پليدى از آنها بزدايند . جانداران را نيكو نگاهداشتن مايهء خشنودى گوشوروان ، امشاسپند پرستار آنها است . و بدنگاهداشتن آنها مايهء ناخشنودى و آزردگى او است . » [ فرهنگ ايران باستان ، ص 322 - 323 ، به نقل از « صد در نثر » و « صد در بندهش » ، چاپ بمبئى ، سال 1909 ، ص 25 ، 26 و 152 ] و همچنين در ونديداد آمده : « اى زرتشت سپيتمان ، كسىكه در روى اين زمين با بازوى چپ و راست و با بازوى راست و چپ كشت و ورز كند ، زمين به دو چنين گويد : تو اى كسىكه در روى من كار كردى ، هماره من در آينده بارور خواهم بود ، هميشه بهرهبخش خواهم ماند ، از من خرمن برگير و روزى خود بردار . اگر كسى در روى زمين كشت و ورز نكند ، اين زمين به دو گويد : تو اى كسىكه در روى من كشت و كار نكردى ، تو بايد در آينده پشت در ديگران به پا