محمد مهدى ملايرى
325
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
پاك مرغى را كه پرودرش نام دارد - اى سپيتمان زرتشت ، و مردمان بدگفتار آن را كهركنات نامند - بيدار كند ، و اين مرغ در سپيدهدم توانا آواز برآورد [ و گويد ] : برخيزيد اى مردمان ، نماز بهترين راستى بگزاريد و به ديوها نفرين فرستيد ، [ اگر نه ] بوشياستا آن ديو دراز دست به شما چير شود و ديگرباره سراسر گيتى را كه در سپيدهدم بيدار گشته به خواب فرو برد . . . آنگاه دوستى به دوست ديگر كه به بستر آرميده است گويد : برخيز او ( خروس ) به من فرمان دهد . از ايندو تن ( دوست ) كسى كه نخست برخيزد ، بهشت به دو ارزانى گردد . از اين دو تن كسى كه نخست از براى آذر اهورامزدا ، با دست شسته هيزمى كه از روى آيين فراهم شده ، پيش آورد او را [ ايزد ] آذر نيازرده ، خشنود گشايش دهد و كامروا سازد . [ ونديداد ، فرگرد ( - فصل ) هجدهم ، به نقل استاد پورداود در « فرهنگ ايران باستان » ، ص 318 - 319 ] و بدينسبب است كه خروس در دين زردشتى گرامى و ارجمند است . اما عقايد زردشتيان دربارهء دنيا و آخرت و روان و پاداش و كيفر و مانند اينها بدينگونه خلاصه مىشود : زرتشت معتقد است كه زندگى انسان آميختهاى است از دو عنصر ، يكى عنصر خاكى يا زمينى كه آن را قالب مىخوانند و اين همان عنصرى است كه پس از مرگ در همين جهان خاكى باقى مىماند ، و ديگرى روان است كه نابود نمىشود و پس از مرگ صاحبش در جهان جاودانى به سر مىبرد . آدمى پاداش يا كيفر اعمالى را كه در اين جهان از وى سر زده در آن جهان خواهد ديد . اعمال وى در جهان مينوى ثبت مىشود ، و روز واپسين حساب آنها را از او خواهند كشيد . فرشتهء « گوشوروان [ اوستايى Geuch - urvan ] كه فرشتهء دادگرى و رحمت است با دقت بسيار نامهء اعمال او را خواهد نوشت ، و نيكى و بديهاى او را باهم خواهد سنجيد ، اگر نيكيهايش بر بديها بچربد رستگار خواهد شد ، و گرنه به كيفر كارهاى زشت خود خواهد رسيد . روان آدمى پس از مرگ بايد كه از پلى بگذرد و به مينو شتابد . اين پل را « چينوت » مىنامند و وصف آن شبيه به همان