محمد مهدى ملايرى

322

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پس از اين فرشتگان مقرب كه چنان‌كه گفتيم به نام امشاسپندان خوانده مىشوند ، فرشتگانى قرار دارند كه پايگاه آنها از امشاسپندان پايين‌تر و شمارهء آنان از ايشان پيشتر است . اين فرشتگان كه به نام ايزدان خوانده مىشوند فراوان و بيرون از شمار و نگهبان مخلوقات خداوند مىباشند . نه تنها عناصر مادى بلكه هريك از مفاهيم معنوى و فضائل اخلاقى مانند پيروزى و راستى و درستى و وفادارى و آشتى و نيرو و غيره نيز داراى فرشتگانى هستند . و همچنان‌كه ايزدان فراوانند ديوان نيز فراوانند ، و آنها ويژهء آفتها و پليديها مانند مرگ و بدبختى و تاريكى و خيانت و غدر هستند . در كتابهاى فلسفى اسلامى و خصوصا فلسفهء اشراق آرا و اصطلاحات بسيارى مىيابيم كه از اصطلاحات فلسفى زردشتى در آنها راه يافته و برخى از آنها پايهء بعضى از مبادى فلسفى دانشمندانى همچون شهاب الدين سهروردى گرديده است . يكى از شعائر دين زردشتى كه نمىتوان آن را در اين‌جا ناگفته گذارد ، ستايش و نيايش آنان نسبت به آتش و مقدس شمردن آن است ، به‌طورىكه آتش يكى از اركان اصلى پرستشگاههاى زردشتى گرديده و به همين‌سبب آنها را به نام آتشكده مىخوانند ، و زردشتيان را نيز آتش‌پرست دانسته‌اند ، چنان‌كه ابو نواس در شعرى كه ترجمهء آن چنين است گفته : نه مجوسان كه آتش خداى آنها است * و نه يهود و نه آنكس كه صليب مىپرستد در حقيقت نظر تقديس و احترامى كه زردشتيان نسبت به آتش دارند نه از اين جهت است كه آن را خدا يا معبود خويش مىشمرند ، بلكه از آن‌جهت است كه اخگر فروزان را مظهر نور مينوى و شعلهء آن را رمز پاكى و رفعت الهى مىدانند . بنابراين آتش در نزد زردشتيان مانند ساير وسائل و شعائرى است كه در همه اديان توحيد هم ديده مىشود و به عنوان وسيله‌اى براى توجه به مبدأ مورد استفاده قرار مىگيرند ، و گرنه اگر به ظاهرشان حمل شود به هيچوجه با اساس توحيدى و تجريدى آن اديان نيز سازگار نيست . در اين‌جا بايد اين نكته را هم گفت كه مقدس شمردن آتش از ابداعات