محمد مهدى ملايرى

319

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

زردشت در يكى از سرودها خطاب به اهورامزدا چنين مىسرايد : « از تو مىپرسم اى اهورا مزدا ، كيست پدر راستى ؟ كيست نخستين كسى كه راه سير خورشيد و ستاره بنمود ؟ از كيست كه ماه گهى تهى است و گهى پر ؟ كيست نگهدار زمين و سپهر در بالا ؟ كيست آفرينندهء آب و گياه ؟ كيست كه به باد و ابر تندروى آموخت ، كيست آفرينندهء روشنايى سودبخش و تاريكى ؟ كيست كه خواب و بيدارى آورد ؟ كيست كه بامداد و نيمروز و شب قرار داد و دينداران را به اداى فريضه گماشت ؟ كيست آفرينندهء فرشتهء مهر و محبت آرمتى ؟ كيست كه از روى دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد ؟ اى مزدا من مىكوشم تو را كه آفريدگار كلّى به توسط خرد مقدس ، به درستى بشناسم . » ( ازگاتها ، ص 71 ) همين معنى را دكتر هوگ Dr . Haug از دانشمندان اوستاشناس و سانسكريت‌دان چنين مىنويسد : « زرتشت پيغمبر پس از اثبات آفرينندهء يگانهء غيرقابل تجزيه اين مسألهء بزرگ را كه از زمان قديم تاكنون دقت جمعى از علما را به خود جلب نموده كه اين‌همه نقايص و بدى و زشتى كه در جهان ديده مىشود چگونه مناسب با عدالت خداوند و شايستهء خلقت او است ، اين سر غامض را با فلسفهء ضدين حل نمود . اين دو قوه كه از آغاز آفرينش وجود دارند ، اگرچه مخالف يكديگرند ولى هم در دنياى مادّى و هم در عالم معنوى با يكديگر توأم مىباشند ، و به همين جهت است كه آنها را دو گوهر همزاد مىنامند . اين دو قوهء متضاد سبب اصلى جنبش و تغييرات در سراسر كائنات است و در همه‌جا حاضر مىباشد . اين دو قوه در اوستا سپنته مينو يعنى قوّهء نيك و انگره مينو يعنى قوّهء بدى ناميده شده است ، و غالبا انگره مينو با اهريمن در معنى يكسان آمده و سپنته مينو را به اهورامزدا نسبت داده‌اند . » ( مزديسنا ، ص 169 ، به نقل از كتاب فلسفهء ايران باستان ، ص 37 ، به نقل از ساموئل لنگ ) . و يكى از دلايل اين‌كه اين عقيده به دوگونگى قوا در اصل عقيدهء به وحدت خالق در دين زردشتى تأثيرى نداشته و اين دين را از گروه دينهاى توحيد خارج نمىسازد اين است كه مجوس در قرآن جزء مشركين به حساب نيامده‌اند