محمد مهدى ملايرى

284

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين توضيح براى بيان اين نكته است كه كسانىكه بخواهند دربارهء رويدادهاى ايران در قرنهاى نخستين اسلامى داورى كنند بايد آن را با معيارهاى تاريخى و فرهنگى همان دوران كه مسلما غير از معيارهايى است كه امروز شناخته مىشود بسنجند ، و گرنه به نتايجى خلاف واقع مىرسند ، و اين معيارها را هم بايد از فرهنگ ايران و تاريخ تحولات تاريخى آن به دست آورند . در فرهنگ ايران نه تنها در اين دوره بلكه در دوره‌هاى ديگر هم اين‌گونه تعصبات كه هدف آن از ميان بردن فرهنگها و مليتهاى ديگر باشد به‌ندرت ديده مىشود و شايد هم ديده نشود ، و با استناد به اين امر مىتوان گفت كه جنبهء انسانى و جهان‌بينى از قديم جزء خصوصيات فرهنگ ايران بوده ، و اين همان خصوصيتى است كه قبل از اسلام در مدرسهء جندى شاپور تجلى مىكند و بعد از اسلام هم در بغداد و ساير مراكز علمى ايران . سومين مطلبى كه در اين زمينه قابل مطالعه و تأمل است تقارن دوران وقفه در پيشرفت علم و انديشه و سپس انحطاط آن با چند رويداد تاريخى است . از نظر سياسى اين دوران مقارن است با پيشرفت دولت سلجوقى و تشكيل يك دولت واحد متمركز كه نتيجهء آن از ميان رفتن حكومتهاى محلى ايرانى بود . و از نظر دينى مقارن است با تقويت يك مذهب خاص رسمى و حمايت بىدريغ از آن به وسيلهء خواجه نظام الملك وزير مقتدر اين دولت كه نتيجهء آن شدت و حدت مجادلات مذهبى و اشتغال بىاندازهء افكار به اين موضوع بود . و از نظر فكرى مقارن بود با مبارزهء بسيار شديد امام محمد غزّالى با فلسفه و تشكيك او در قدرت عقل و انديشه دريافتن راه صواب . اين‌كه تشكيل حكومت مقتدر و متمركز سلجوقى و از ميان رفتن استقلال مراكز علمى و فكرى ايران و گزيدن يك مذهب رسمى و تقويت بىدريغ از آن كه نتيجهء آن خواه ناخواه تحميل يك روش فكرى خاص بوده است اثر نامساعد و بازدارنده‌اى بر سير انديشه داشته - همچنان‌كه بسيارى از محققان گفته‌اند - مطلبى است پذيرفتنى ، ولى دربارهء اين‌كه مبارزهء امام محمد غزّالى در اين امر تا