محمد مهدى ملايرى

278

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

صورت فرضيه‌اى ناروشن و گاهى با فرض حلقه‌هاى مفقود در آراى محققان منعكس مىشود نقص اطلاعات و نارسايى تحقيقات در اين زمينه است . به نظر مىرسد كه اين نقص و نارسايى هم بيشتر ناشى از آن است كه دربارهء مراكز علمى كه در اواخر عصر ساسانى و قرنهاى نخستين اسلامى در ايران وجود داشته تاكنون تحقيق كافى نشده و نظريه‌هاى محققان غالبا مبتنى بر همان اصل كلى است كه منشأ علوم را يونان شمرده‌اند ، بدون توجه به تحولاتى كه همين علوم در مراكز ديگرى به جز يونان يافته‌اند . مثلا وقتى در تاريخ علوم سخن از مراكز علمى يونانى در همين دوره‌هاى نزديك به اسلام مىرود مدرسه و بيمارستان جندى شاپور هم در رديف مدارسى مانند اسكندريه و انطاكيه و نصيبين و حران ذكر مىشود و به يكى دو فرق اصلى و اساسى كه بين مدرسهء جندى شاپور و ساير مدارس هم‌رديف وجود داشته و همانها هم باعث تفاوت سطح علمى آنها بوده توجه كافى نشده است . يكى از آن فرقها اين است كه مدرسهء جندى شاپور مانند ساير مدارس آسياى صغير يا مصر صرفا يكى از مراكز علوم يونانى نبوده بلكه مركزى بوده است كه در آنجا علوم يونانى هم در رديف علوم غير يونانى مانند ايرانى و هندى تدريس مىشده ، و ديگر اين‌كه مدارس آسياى صغير و اسكندريه در دوران اسلامى و مدتها قبل از آن جنبهء علمى خالص خود را از دست داده و تبديل به مراكز دينى مسيحى شده بودند و تعليمات در آنها زير نظر علماى لاهوت مسيحى قرار داشت ، ولى مدرسهء جندى شاپور با آنكه در قلمرو مذهب زردشتى و تحت ادارهء دولت ساسانى بود و با آنكه مسيحيان سريانى و احتمالا علمايى از ساير مذاهب هم در آنجا به كار طبابت و تدريس اشتغال داشتند ولى آثار منسوب بدانجا نشان نمىدهد كه تعليمات آنجا تحت تأثير هيچ‌يك از مذاهب قرار داشته ، بلكه برعكس نشان مىدهد كه آنجا فقط يك مركز علمى و درمانى بوده ، و بديهى است كه در چنين مركزى كه در آن زمينه براى آميزش فكرى و علمى دانشمندانى از فرهنگهاى مختلف به آزادى فراهم بوده و دانشمندان در آنجا مقيد به پيروى از نظر خاصى نبوده‌اند پيشرفت علم و دانش