محمد مهدى ملايرى
279
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بهتر و سريعتر از مراكزى انجام مىگرفته كه ضميمهء ديرها و كليساها بوده و مقيد به پيروى از تعليمات راهبان بودهاند ، و به همين علت هم بوده كه وقتى نخستين خلفاى عباسى به طبيبى حاذق نيازمند شدند و به دنبال بهترين طبيب از بهترين مركز طبى عصر خود مىگشتند به جندى شاپور روى آوردند ، و هنگامىكه خواستند بيمارستانى در بغداد پايتخت نوبنياد خود برپا دارند باز هم به پزشكان جندى شاپور متوسل شدند ، و نخستين بيمارستانى هم كه در عالم اسلام تأسيس شد به تقليد از روى نمونهء مدرسهء جندى شاپور بود . و معنى اين واقعيات و اينكه بيش از دو قرن مدرسهء جندى شاپور بر طب اسلامى سيطره داشت اين است كه لااقل در اين دوران هيچيك از مدارسى كه نام آنها برده شد در طب علمى و درمانى به پاى مدرسهء جندى شاپور نمىرسيدهاند ، زيرا همين خلفا به آسانى به ساير مراكزى هم كه ذكر شد دسترسى داشتند و اگر آنها هم در همين رديف يا نزديك به آن بودند مىبايستى در همين دورههاى نخستين از آنها هم در طب اسلامى اثرى بدانگونه كه از جندى شاپور ديده مىشود منعكس مىگرديد . در زمان مأمون خليفهء عباسى ، بغداد مركزى براى ترجمهء آثار خارجى و بهخصوص ايرانى و يونانى به زبان عربى گرديد . از ميان عوامل مؤثرى كه زمينه را براى چنين جنبشى آماده كرده بودند دو عامل را مهمتر از همه شناختهاند : يكى مدرسهء جندى شاپور در جنوب ايران ، و ديگرى دانشمندان مرو و خراسان كه در اين دوره با مأمون يا بعد از او به بغداد آمده بودند . دربارهء مراكز علمى مرو و خراسان كه در همين قرنهاى نخستين مرجع اهل علم بودهاند اطلاعات ما زياد نيست ، فقط مىدانيم كه در اين قرنها علما و دانشمندانى در عالم اسلام شهرت يافتهاند كه دانش و بينش خود را از همين مراكز كسب كرده بودهاند . فضل بن سهل وزير مأمون و يكى از منجمان نامى زمان او اهل سرخس بود و علم نجوم را در همان خراسان در دورانى آموخته بود كه هنوز اين علم در نزد اعراب مسلمان تازه شناخته شده بود و هنوز رونقى نداشت . عمر بن فرخان هم كه يكى از مهندسان و منجمان معروف زمان خود به شمار مىرفت اهل طبرستان در شمال