محمد مهدى ملايرى
241
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نظر مىرسد اشارهاى بشود ، و آن موضوع كلمات فارسى است كه از قديم و به خصوص در دورههاى نخستين اسلامى به زبان عربى راه يافته و به تدريج جزء آن زبان شده است . كلمات خارجى در زبان عربى كه به عنوان معرّب خوانده مىشوند پيوسته مورد توجه علماى متقدم و متأخر بوده و در اين موضوع تأليفات سودمندى هم به وجود آمده ، و دربارهء معرّبات از فارسى هم كموبيش تحقيقات ارزندهاى به وسيلهء چند تن از محققان شده است . ولى در اين زمينه هنوز كار ناكرده بسيار است ، و بايد گفت كه هنوز اين مسأله از نظر اهميت و فايدهاى كه براى تحقيق در زبان دورهء ساسانى و تحولات لغوى آن دارد تاكنون چنان كه بايد و شايد مورد توجه و استفاده قرار نگرفته ، در صورتىكه جستوجوى اينگونه كلمات در زبان عربى و تحقيق لغوى و تاريخى دربارهء آنها براى علماى لغت كه به تحقيق دربارهء زبان دوره ساسانى علاقهمندند كمال اهميت را دارد و بدونشك به آنها در اين راه كمكهاى شايان خواهد نمود . زيرا از خلال همين پژوهشها گذشته از اينكه مىتوان دربارهء تحول تاريخى بسيارى از كلمات فارسى و مفاهيم آنها معلومات ذىقيمتى به دست آورد مىتوان بر قسمتى از كلمات فارسى فراموش شده نيز دست يافت كه خود براى زبان فارسى غنيمتى گرانبها است . در اينجا لازم است به دو مطلب مهم كه توجه به آنها در اين زمينه ضرورت دارد توجه شود : مطلب اول اينكه كلمات فارسى در زبان عربى خيلى بيش از آن است كه معمولا در كتابهائى كه براى تعريف معرّبات تأليف شده ذكر گرديده و يا در لغتنامهها به اصل فارسى آنها تصريح شده است ، زيرا بسيارى از كلمات فارسى در اثر دگرگونيهاى فراوانى كه در زبان عربى در آنها راه يافته به اندازهاى از حيث لفظ و معنى از اصل فارسى خود دور افتاده و هيأت عربى به خود گرفتهاند كه اصل بعضى از آنها بر گردآورندگان لغات عربى هم مجهول مانده و غالبا آنها را از اصل عربى پنداشتهاند و بدينجهت بسيارند كلمات فارسى كه در زبان عربى به