محمد مهدى ملايرى
242
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
كار رفته و نه در كتب معرّبات و نه در لغتنامههاى عربى ذكرى از آنها نيست . از اين يادآورى مىخواهيم اين نتيجه را بگيريم كه جستوجوى كلمات فارسى در زبان عربى نبايد تنها به كلماتى كه در مآخذ عربى يا غير عربى به اصل فارسى آنها تصريح شده منحصر گردد ، بلكه بايد دامنهء تحقيق در اين زمينه خيلى وسيعتر از اين باشد و بايد اين را در نظر داشت كه معرّبات فارسى كه از نظر ارباب لغت دور مانده يا براى آنها ناشناخته ماندهاند فراوان است و در اين مورد هم باب علم و تحقيق مسدود نيست . مطلب ديگر اينكه كلمات فارسى در زبان عربى از لحاظ تاريخى و از نظر موضوع مورد بحث ما به چند دسته تقسيم مىشوند ؛ يك دسته كلماتى هستند كه در دورههاى قبل از اسلام در زبان عربى راه يافتهاند كه نمونهء آنها را در اشعار بعضى از شعراى عصر جاهليت عربى و همچنين در قرآن مجيد مىيابيم ، دسته ديگر كلماتى هستند كه در قرنهاى نخستين اسلامى از زبان فارسى گرفته شدهاند كه شمارهء آنها بسيار و غالب كلماتى كه در مآخذ قديم عربى به كار رفته از اين دستهاند . دستهء ديگر كلماتى هستند كه در قرنهاى متأخر اسلامى يا در اثر مجاورت و يا رفتوآمد و يا به وسيلهء زبان تركى در قلمرو عربى خلافت عثمانى وارد شده و بيشتر در زبانهاى محلى اين مناطق رواج يافتهاند . البته جستوجو و تحقيق دربارهء همهء اين كلمات كه خود مستلزم كار و كوشش فراوان است براى زبان فارسى نتايج بسيار ارزندهاى خواهد داشت . ولى آنچه از نظر تحقيق در ادبيات دورهء ساسانى كه مورد گفتوگوى ما در اين مقال است اهميت خاص دارد كلمات دستهء اول و دوم هستند ، يعنى كلماتى كه در دورههاى قبل از اسلام و در قرنهاى نخستين اسلامى وارد اين زبان شدهاند . چون اين كلمات يا از زبان دورهء ساسانى است و يا از زبان نزديك به همان عصر كه فرق زيادى با زبان آن دوره نداشته و در هرحال نمودارى از زبان همان دوره است . اينها مطالبى بود كه فهرستوار براى معرفى يكى از منابع تحقيق در ادبيات دورهء ساسانى ذكر شد و شايد احتياج به يادآورى نباشد كه براى تحقيق در