محمد مهدى ملايرى
235
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
به چاپ رسيده و چندين مرتبه هم به چاپ رسيده است . هرچند در نسخههايى كه تاريخ چاپ دارند اين تاريخ به كمتر از نيم قرن مىرسد ولى بدون شك نخستين چاپ آن خيلى قديمتر از اين تاريخ است ، زيرا قصهء فيروز شاه از قصههايى است كه در بين طبقهء عامه عرب بسيار شايع و مطلوب و مانند قصههاى رستمنامه و حسين كرد و امير ارسلان در زبان فارسى است كه پيوسته از طرف ناشران و كتابفروشان با چاپهاى بازارى و ارزان و غالبا بدون ذكر تاريخ منتشر مىشوند ، و معمولا اين گونه كتابها كه طالبان زيادى در طبقهء عامه داشتهاند از خيلى قديم به زيور طبع آراسته مىشدهاند . من خود در بيروت از مردانى كه عمر آنها نزديك به هفتاد مىرسد شنيدم كه در دوران كودكى آنها كتاب قصهء فيروز شاه از كتابهاى خيلى رايج و از قصههاى معروف بوده است . غرض از ذكر اين مطالب دربارهء اين قصه بيان اين نكته است كه همين كتاب عربى « قصهء فيروز شاه » در چند سال پيش به وسيلهء سه تن از نويسندگان مصرى مورد تصرف قرار گرفته و با خلاصه كردن قصه و حذف بسيارى از مطالب آن با همين نام و به صورت يك داستان نوپرداختهاى عرضه شده و در دو جلد كوچك به چاپ رسيده ، بىآنكه كمترين اشارهاى به سابقهء وجودى اين داستان شده باشد . از اين جمله تصرفات ناپسندى كه در آن شده حذف و تبديل نام كشورهاست بدينصورت كه مثلا به جاى ايران ، شهر سفيد و به جاى مصر شهر سبز گذارده و آثار قدمت آن را كور كرده و رنگ ايرانى آن را زدودهاند . و در پشت جلد كتاب نيز فيروز شاه به صورت عربى با كلاه خود و عقال و جبهاى بر تن و خنجرى به كمر در واحهاى از واحات عربستان تصوير شده و عنوان كتاب نيز چنين آمده است : « فيروز شاه نوشتهء حسن جوهر - محمد احمد برانق - امين احمد عطار . از انتشارات دار المعارف مصر ، سال 1958 » . كه از آن جز اين فهميده نمىشود كه اين كتاب داستانى است نو كه به وسيله اين سه نفر نويسنده معاصر پرداخته شده و نخستينبار در سال 1958 به چاپ رسيده است . اين هم نمونهاى بود از طرز رفتار برخى از نويسندگان بىامانت و بىپروا با