محمد مهدى ملايرى

236

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آثار كهن در دورانى كه هم چاپ وجود دارد و هم اين‌كه آن آثار كهن به چاپ رسيده و منتشر شده‌اند و از اين‌جا مىتوان سنجيد كه در دورانى كه صنعت چاپ ناشناخته بوده و نسخهء كتابها از معدودى تجاوز نمىكرده و شمارهء كسانى هم كه از وجود آنها اطلاع داشته‌اند به واسطهء تغيير خط و زبان بسيار محدود بوده سرنوشت آن دسته از آثار علمى و ادبى دورهء ساسانى كه به دست مؤلفانى از نوع مؤلفان قصهء فيروز شاه مىافتاده چه بوده و به چه صورت درمىآمده‌اند . و به اين جهت است كه در تاريخ علوم و فرهنگ عربى و اسلامى بايد قدر آن عده از مؤلفان با دقت و با امانت و اهل علم و تقوى را كه مراجع مطالبى را كه نقل كرده‌اند با دقت ذكر نموده و آثار قديم را به خود نسبت نداده‌اند بسيار دانست ، زيرا امروز از بركت وجود همين علما است كه ما نمونه‌هايى از آثار ادبى عصر ساسانى را مىتوانيم به دست آوريم و در پرتو آنها تحقيقات خود را در اين زمينه توسعه دهيم . از آنچه ذكر شد شايد اين مطلب به خوبى روشن شده باشد كه براى تحقيق دربارهء آثار ادبى دوره ساسانى و دست‌يافتن به بعضى از بقاياى آن از خلال ادبيات عربى ما نبايد حتما به دنبال روايات نقلى برويم ، و اگر در كتاب يا رساله يا فنى از فنون تصريحى بر اصل آن نيافتيم رشتهء تحقيق را از دست بنهيم . چه بسا با مطالعه دقيق در بعضى از مؤلفات و مآخذ قديم عربى به دلايل و اماراتى دست يابيم كه ما را در تحقيق به راه‌هاى روشن‌ترى راهنمايى كنند . اگر محققانى همچون نلدكه و بارون روزن و دانشمندان ديگرى كه دربارهء كتاب خداينامه تحقيقات گرانبهائى كرده و اين اثر ساسانى را شناسانده‌اند ، مثلا در تاريخ طبرى به دنبال چنين نقل يا تصريحى مىگشتند هرگز نمىتوانستند روايات آن كتاب را در قسمت اول تاريخ طبرى يعنى قسمت قبل از اسلام آن بازيابند و آن‌همه اطلاعات سودمند دربارهء آن كتاب گم شده به دست آورند . خوشبختانه در اين راه كه ما گام برمىداريم روشهاى عالمانه‌اى به وسيله عده‌اى از اين‌گونه محققان با بصيرت پىريزى شده كه از آنها مىتوان در رشته‌هاى ناشناختهء ديگرى نيز به