محمد مهدى ملايرى
230
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
مورد علاقه همه مترجمان نبوده و شايد « آييننامه بزرگ » هم كه مسعودى از آن ياد كرده و گفته است كه در هزاران برگ است و نسخهء كامل آن را جز در نزد موبدان نمىتوان يافت همين سرنوشت را داشته است . از اينگونه ترجمهها كه نمايندهء مرحلهء ديگرى از تحولات آثار ايرانى پس از ترجمه به عربى است نمونههاى كاملى در دست نداريم ، زيرا با تأليف تاريخهاى عربى مستقل مطالب اين ترجمهها هم در آنها گنجانده شده و اصل آنها به صورت اصلى از ميان رفته است . برخى ديگر از اين ترجمهها بعدها به وسيله مؤلفان اسلامى در كتابهائى گنجانده شد كه علاوهبر آن ترجمهها شامل آثار ديگرى هم از همان نوع مىبود كه از منابع ايرانى يا غير ايرانى گرفته شده بود . در برخى از اين مؤلفات كه بيشتر به صورت مجموعههائى از آثار مختلف بود هنوز آثار ترجمه شدهء فارسى بهطور مستقل باقى است و در آثار عربى حل نشده . بهترين نمونهاى كه از اين مرحله تا امروز باقى مانده و در دست است كتاب « ادب العرب و الفرس » ابن مسكويه است كه مجموعهاى است از ادب و اخلاق و براساس كتاب « جاودان خرد » يكى از كتابهاى اخلاقى دورهء ساسانى تنظيم يافته ، و در آن ، هم اين رساله و هم ترجمههاى ديگرى از آثار اخلاقى و اندرزنامههاى ساسانى بهطور جداگانه در جنب آثار ادبى و اخلاقى عربى و اسلامى قرار گرفتهاند ، و به همينجهت اين تأليف ابن مسكويه را گاهى به همان نام نخستين دفتر آن « جاودان خرد » خواندهاند كه اخيرا آن را در عربى به « الحكمة الخالدة » ترجمه و چاپ كردهاند « 1 » و گاهى نيز به تناسب مطالب آن به نام « ادب العرب و الفرس » خوانده شده است . گاهى مطالبى كه از اين نوع آثار ايرانى گرفته شده به صورتى با مطالب مشابه عربى آميخته شده كه تشخيص آنها از يكديگر ميسر نيست ، هرچند به ايرانى بودن قسمتى از آن تصريح شده است ، نمونهاى كه از اين مرحله مىتوان ذكر كرد فصلى است كه در كتاب « العقد الفريد » تأليف ابن عبد ربه ديده مىشود
--> ( 1 ) . الحكمة الخالدة به تحقيق دكتر عبد الرحمن بدوى ، چاپ قاهره .