محمد مهدى ملايرى

231

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

كه تحت عنوان « سخنان حكمت‌آميز اكثم بن صيفى و بزرجمهر » سخنان بسيارى از اين دو شخص كه يكى عربى و ديگرى ايرانى است نقل شده « 1 » ، ولى بدون اينكه سخنان هريك از ديگرى مشخص شده باشد . مرحلهء ديگرى كه در تحول آثار ايرانى و عربى ديده مىشود اين است كه گاهى مؤلف عربى كتابى از كتب ايرانى را با افزودن مطالبى عربى و اسلامى از نوع مطالب اصل كتاب موضوع تأليف جداگانه‌اى قرار مىدهد ، و بىآنكه به اصل ايرانى آن اشاره نمايد آن را به صورت يك تأليف اصيل عربى عرضه مىدارد كه جز با تحقيق و پژوهش نمىتوان به اصل آن راه يافت . شايد بهترين نمونه‌اى كه از اين مرحله مىتوان معرفى نمود و در دست است كتاب « التاج فى اخلاق الملوك » منسوب به جاحظ باشد كه اصل آن چنان كه در جاى خود تحقيق شده « 2 » ترجمه يكى از تاجنامه‌هاى ساسانى است كه مطالب آن دربارهء آيين مجلس پادشاهان و شامل نمونه‌ها و مثالهائى از شاهان ساسانى بوده و مؤلف عربى با تصرف در آن و افزودن مثالهائى از خلفاى اسلامى آن را به صورت يك تأليف عربى درآورده است . و از همين قبيل است كارى كه نخستين مؤلفان تواريخ عربى و اسلامى با ترجمهء كتابهاى تاريخى و داستانهاى ايرانى كرده‌اند ، زيرا آنها هم همان ترجمه‌ها يا مطالب آنها را بدون ذكر مأخذ در صدر تواريخ خود در ذكر حوادث قبل از اسلام قرار داده و سپس روىداده‌هاى دوران اسلامى و ايام خلفا را بر آن افزوده‌اند و بدين‌ترتيب آن ترجمه‌ها خود به خود ضميمهء يك تأليف عربى شده‌اند . در مرحلهء ديگر آثار منتخب و برگزيده از كتابهاى فارسى با آثار برگزيدهء عربى در ضمن مؤلفات ادبى و اخلاقى عربى ، كه در قرنهاى سوم و چهارم طبق مفهوم ادب در آن دوران « هو الاخذ من كل شىء به طرف » بيشتر كتابهاى گلچينى

--> ( 1 ) . العقد الفريد ، ج 1 ، ص 331 . ( 2 ) . رجوع شود به كتاب نويسندهء اين مقال « كتب التاج و الايين » ، ص 209 - 228 ، بيروت ، 1944 ، منشورات قسم اللغة الفارسية و آدابها فى الجامعة اللبنانية .