محمد مهدى ملايرى

218

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

وى بر اين كتاب به خوبى ميزان سعهء معلومات و دقت و كنجكاوى و علاقهء وى به بحث و تحقيق مطالب به خوبى ديده مىشود ، ولى در آنچه مربوط به تفسير يا تحقيق بعضى كلمات فارسى مستعمل در اين كتاب مىگردد ، سطح تحقيقات مؤلف فرو مىافتد و خواه‌ناخواه اشتباهاتى در آن راه مىيابد . مثلا در صفحهء 77 همين كتاب برخى كلمات فارسى الاصل مانند اساوره ( جمع سوار ) ، و دبيربد ، و موبدان موبد ذكر شده است . محقق كتاب در ذيل همين صفحه در توضيح كلمه دبيربد عبارتى را از مسعودى نقل مىكند و در تفسير همان عبارت دچار اشتباهاتى چند مىشود . مسعودى دبيربد را « حافظ الكتاب » معنى كرده . عبارت مسعودى صحيح است چون در عربى كلمهء ( بد ) را غالبا رئيس يا رأس يا حافظ كه همان معنى رئيس را مىدهد معنى كرده‌اند . كتّاب هم جمع كاتب است يعنى دبير ؛ بنابراين مسعودى دبيربد را رئيس دبيران معنى كرده و اين درست است . ولى محقق كتاب التاج اين عبارت را حافظ الكتاب بكسر كاف خوانده و دبيربد را حافظ كتاب معنى كرده . مقصود از كتاب را هم كتاب دينى زردشتى پنداشته ؛ بنابراين دبيربد به معنى حافظ كتاب اوستا مىشود ، و چون اين محقق در فرهنگهاى فارسى معنائى كه متناسب با گفتهء مسعودى باشد نيافته ، در عبارت كتاب التاج تصحيحى را پيشنهاد مىكند كه دست كمى از تفسير وى از عبارت مسعودى ندارد . وى نظر مىدهد كه شايد صحيح اين كلمه دبيريد باشد ، يعنى مركب از دبير فارسى به معنى كاتب و يد عربى به معنى دست ، بنابراين معنى آن در عربى كاتب اليد مىشود ، يعنى نويسندهء دست يا نويسنده با دست . از اين قبيل اشتباهات در اين زمينه‌ها كم‌وبيش در اين كتاب ديده مىشود كه چنان‌كه گفتيم ، نه در سطح تحقيقات ديگر مؤلف در اين كتاب است و نه در خور شأن علمى وى . « 1 »

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر دربارهء اين اشتباهات رجوع كنيد به مقالهء نگارنده به عنوان « كتاب التاج و علاقته بكتب تاجنامه » در شمارهء اول مجلهء الدراسات الادبية ، ص 59 به بعد ، استدراكات و تعليقات .