محمد مهدى ملايرى
217
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
اين معنى نقش و نگار ملحوظ است ، مانند « دبج المطر الارض دبجا » يعنى باران زمين را پرنقش و نگار كرد ، و كنايه از روييدن گل و گياه است . يا « طيلسان مدبج » يعنى جبهاى كه اطراف آن را به ديبا آراسته باشند . و شايد مقدمهء كتابها را هم از آن جهت ديباچه گفتهاند و در عربى هم ديباجه شده كه معمولا آغاز كتاب را با عباراتى رنگين و پرصنعت و درواقع پرنقش و نگار زينت مىدادهاند . در هر حال در اينكه ديباج عربى از ديباى فارسى گرفته شده شكى نيست و در كتب لغت عرب و مؤلفات مربوط به معربات هم به آن اشاره شده ، ولى با وجود اين باز آقاى احمد شاكر محقق كتاب المعرّب در تعليقات خود بر اين كلمه پس از نقل اقوال لغتنويسان گويد « بعد از همهء اينها من ترجيح مىدهم كه اين ماده اصلش عربى باشد نه معرب » « 1 » و مسلم است كه اينگونه خطاهاى فاحش از آنجا براى اين محقق فاضل پيدا شده كه هم بيش از آنچه بايد ، بر اشتقاق كلمه اعتماد كرده تا حدى كه هرمادهاى را كه از آن فعل يا مشتقات ديگر مشتق شده عربى پنداشته ، و هم اينكه نسبت به زبان فارسى و طرز ساختمان اين زبان بيگانه بوده است ، و گرنه كلماتى كه در بالا ذكر شد از كلماتى نيستند كه تشخيص تعريب آنها از فارسى دشوار باشد . به مناسبت ذكر اشتباهاتى كه به سبب ناآشنا بودن علماى لغت عربى با زبان فارسى براى ايشان پيش مىآيد ذكر يك مطلب ديگر در پايان اين يادداشتها لازم به نظر مىرسد و آن اينكه اين اشتباهات تنها منحصر به ارباب لغت و يا كتابهاى لغت نيست بلكه حتى در تصحيح متون ادبى و تاريخى عربى نيز گاهى از اين گونه سهوها ديده مىشود كه درخور شأن محققانى كه به تصحيح آنها پرداختهاند نمىباشد . مثلا كسانىكه با كتابهاى عربى سروكار دارند مىدانند كه كتاب التاج فى اخلاق الملوك منسوب به جاحظ را مرحوم احمد زكى پاشا يكى از محققان مصرى در چندين سال قبل با تحقيقى شايسته و خيلى دقيق به صورتى عالمانه و خوب و دلپذير تصحيح و چاپ نمود . از مشاهدهء تعليقات و تحقيقات
--> ( 1 ) . المعرب ، ذيل صفحه 143 .