محمد مهدى ملايرى
204
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بودن آن زبان خواهد بود . الحاق كلمات خارجى به زبان عربى و اجرا نمودن قواعد و احكام زبان عربى بر آنها يكى از بهترين و اساسىترين دستورهايى است كه نه تنها در زبان عربى بلكه بايد آن را دستور كلى براى پذيرش كلمات خارجى در هرزبانى دانست . ولى اين مطلبى است و انكار اصل خارجى بودن كلمات و ارجاع متكلّفانه آنها به يك اصل عربى - چنان كه از گفته بالا برمىآيد - مطلبى ديگر كه نه تنها عمل بدان ، بلكه حتى عنوان كردن آن هم درخور شأن ارباب علم و فضل نيست . البته قصد ما در اينجا مناقشهء نظرياتى كه ارباب لغت در اينباره ذكر كردهاند نيست ، بلكه منظور فقط توجه دادن به اين نكته است كه در بحث و جستوجوى كلمات از كتب لغت جوينده را احتياطى تمام بايد تا از لغزش و خطا مصون ماند و دنبالهرو خطا و لغزش ديگران هم نگردد . يكى ديگر از امورى كه لغتنويسان و لغتجويان را به لغزش نزديك مىسازد و بايد بدان همواره توجه داشت روشى است كه در كتابهاى لغت عربى براى ترتيب كلمات به كار مىرود . در فرهنگهاى فارسى و زبانهاى ديگرى كه مىشناسيم هركلمه جداگانه و برحسب ترتيب حروف خودش مرتب شده و آنها را نيز بايد برحسب همين ترتيب در اين فرهنگها جستوجو كرد ، ولى در كتابهاى لغت عربى چنين نيست . در اين لغتنامهها فقط ريشه و مادهء اشتقاقى كلمات در ترتيب آنها ملحوظ است و تمام كلماتى كه از آن ريشه مشتق شده يا به آن نزديك باشد در ذيل همان ريشه ذكر مىشود . مثلا كلمات استعلام و معلّم و تعليم را نه در حرف همزه و نه در حرف ميم و نه در حرف تاء ، بلكه همه را در حرف ع و زير كلمهء علم بايد جستوجو كرد ؛ و همچنين است كلمات ديگر ، و به همين علت است كه براى استفاده از فرهنگهاى عربى بايد نخست از علم صرف و اشتقاق آن زبان آگاهى يافت تا بتوان ريشهء كلمات را تشخيص داد . « 1 »
--> ( 1 ) . در دورهء اخير برخى از لغتنويسان عرب در تدوين لغتنامههاى جديد عربى تحولى ايجاد -