محمد مهدى ملايرى

205

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

و چون كلمات خارجى و از آن جمله فارسى هم كه در زبان عربى استعمال شده و در فرهنگها وارد گرديده‌اند از اين اصل كلى مستثنى نيستند ، بنابر اين آنها هم ذيل ريشه‌هايى كه اصل آنها تصور شده و يا نزديك به آنها است ذكر مىشوند . مثلا كلمهء « نوروز » را در مادهء « نرز » و كلمهء « مرزبان » را در ماده « رزب » و « جل » معرب « گل » را در مادهء « جلل » و « جلنار » معرب « گلنار » را در ماده « جلنر » و « دولاب » را در مادهء « دلب » و هم‌چنين هركلمه‌اى را در ماده‌اى كه شبيه يا نزديك به آن است بايد جست‌وجو كرد . و همين امر سبب شده كه گاهى چند كلمهء مختلف كه از لحاظ معنى هيچ‌گونه تناسبى با هم ندارند ذيل يك ماده ذكر شوند ، چنان‌كه در معربات از فارسى مثلا در ذيل مادهء « رزب » ، هم كلمهء « مرزبان » ذكر شده و هم كلمهء « مرزاب » كه آن هم تحريف شده « ميزاب » فارسى است . اين امر از نظر تحقيق در معرّبات از فارسى اثر نامساعدى دارد كه نبايد از نظر دور داشت ، و آن اينكه وقتى كلمه‌اى در ذيل يك مادهء اصلى عربى ذكر شد آنچه در وهلهء اول به نظر مىرسد اينست كه اين كلمه از آن ماده مشتق شده باشد مگر آنكه خلاف آن ثابت شود . در مثالهايى كه در بالا ذكر كرديم ، براى اين‌كه مقصود ما به خوبى روشن گردد كلماتى را برگزيديم كه فارسى بودن آنها روشن و آشكار است و تغيير زيادى در آنها حاصل نشده كه شك و ترديدى در اصل آنها دست دهد ، ولى همهء كلمات فارسى كه در عربى به كار رفته‌اند چنين نيستند ، بسيارند كلماتى كه چون ذيل يك ماده‌اى ذكر شوند ، به زحمت مىتوان آن‌ها را از مشتقات آن ندانست ، خاصه اگر اين امر با دستورالعملى كه در بالا بدان اشاره شد مبنى بر اينكه « يك كلمه‌اى را تا وقتى بتوان به يك اصل عربى برگرداند نبايد آن را از كلمات دخيل شمرد » توأم گردد ، يا در اثر بىدقتى لغت‌نويسان براى آن ماده معنايى هم كه متناسب يا نزديك آن كلمه باشد ذكر شود كه بيشتر موجب

--> - كرده و كلمات را براساس ترتيب حروف خودشان مرتب كرده‌اند ، مانند لغت‌نامهء « المرجع » تأليف دانشمند لبنانى شيخ عبد اللّه العلايلى .