محمد مهدى ملايرى

203

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

در كتابهاى لغت عربى براى بعضى كلمات ديده مىشود نيز تا حدى نتيجه همين امر است . حتى برخى از ارباب لغت پىجويى از معرّبات و تحقيق در اصول آنها را به ديدهء رضا نمىنگرند و آن را نوعى كيد و دشمنى با زبان عربى مىپندارند . در اين مورد توجه به مطالب زير كه از كتاب « ردّ العامى الى الفصيح » « 1 » تأليف مرحوم احمد رضا نقل مىشود بسى نكته‌آموز است : « به نظر من بعضيها در الحاق بسيارى از كلمات عربى به سريانى و زبانهاى ديگر ، با اين‌كه ارجاع آنها به يك اصل عربى واضح و يا لااقل ممكن است ، راه اسراف مىپيمايند . تا وقتى براى عربى شمردن كلمه‌اى مىتوان وجهى پيدا كرد نبايد آن را دخيل شمرد . » « 2 » و در جاى ديگر از همين كتاب گويد : « كلماتى كه در عربى به كار مىروند ( مقصود كلمات خارجى است ) هرگاه ممكن گردد كه آنها را هرچند با كمى تكلف و يا تغيير در معنى به يك اصل عربى برگرداند واجب است چنين كرد . و اين براى از بين بردن كيد شعوبىها است كه مىخواهند با برگرداندن بسيارى از كلمات اين زبان به زبانهاى ديگر حق اين زبان را پايمال كنند و از قدر آن بكاهند . » « 3 » اين دستور العمل هرچند از عشق و علاقهء شديد اين مؤلف به زبان عربى و حفظ اصالت آن كه البته بسيار قابل تحسين است سرچشمه مىگيرد ، ولى نه موافق با موازين علمى است و نه چنان كه تصوّر شده موجب حفظ اصالت زبان عربى . اين ، هم بر خلاف امانت علمى و هم مخالف با حفظ اصالت زبان است كه سعى شود اگرچه با تكلف هم باشد براى كلمات دخيل ريشهء عربى تراشيد ، و اينهم صحيح نيست كه پذيرفتن كلمات بيگانه در زبانى ، از قدر و منزلت آن زبان بكاهد . بلكه به عكس اين پذيرش اگر برطبق اصول و شرايطى باشد ، دليل پيشرفت و زنده

--> ( 1 ) . مرحوم احمد رضا از علماى معروف لغت عربى در عصر اخير و عضو فرهنگستان عربى در دمشق بود كه كتابى مفصل به نام « متن اللغة » تأليف كرده و در پنج مجلد بزرگ به چاپ رسانده كه مورد مراجعه اهل اين زبان است . وى در علم لغت دنباله‌رو علماى سلف و شايد خاتمهء آنها بود . ( 2 ) . رد العامى الى الفصيح ، چاپ مطبعهء العرفان ، صيدا ، 1952 ، ص 1 . ( 3 ) . رد العامى الى الفصيح ، ص 13 - 14 .